امامان در كتاب خود از امور درونى و قلبى است و نمىتوان بدون پىجويى كامل در اين مورد داورى كرد . همانگونه كه مىتوان گفت ، دليل خوددارى بخارى از نقل احاديث امامان عدم اعتماد به راويان آن بوده است ، نيز بىگمان مىتوان گفت ، علت اين خوددارى هراس و ترس از خلفاى عباسى بوده است ، كه دشمنى با اهل بيت را رواج دادند . بخارى خوب مىدانست كه اگر روايتى از امامان نقل مىكرد ، يا كتابش با وجود احاديث پيامبر ، مهمل و بيهوده شمرده مىشد ، و يا در همان آغاز از بين مىرفت . پس اگر امام بخارى از شجاعت ادبى تهى شده و جرأت نكرده احاديثى كه در فضايل آل محمد بوده است نقل كند ، تلاش و كار او را نمىتوان ناديده گرفت ، و دستكم بايد گفت كه وى در اجتهاد راه خطا پيمود . و با وجود كوتاهى وى در نقل روايات مورد اشاره از ترس قدرت قدرتمندان ، احتمال دارد كه وى به ضعيفترين مرحلهء ايمان يعنى ايمان قلبى بسنده كرده و از بروز زبانى و قلمى امتناع كرده باشد . « 1 » البته اين قضاوت وقتى درست است كه ثابت شود بخارى از خوف فرمانروايان روزگارش از نقل احاديث مورد نظر سرباز زده است ، و گرنه دور نيست كه وى تلاش كرده باشد تا احاديثى از امامان نقل كند اما با دشوارى مواجه شده باشد ، چرا كه فرمانروايان همواره كوشش داشتند تا بين امامان اهل بيت با دانشپژوهان فاصله بيندازند و مانع تماس آنان گردند ، و ما مىدانيم كه حاكمان آن روزگار تا چه حد بر اين خاندان فشار و آزار وارد مىكردند و نسبت به آنان عداوت و كينه مىورزيدند . خلاصه كلام اينكه غفلت بخارى از نقل اين روايات از شأن و مقام آن روايات نمىكاهد و لذا مؤلفان سنن ، آن احاديث را آوردهاند ، همانگونه كه اين غفلت و يا خويشتندارى بخارى دليل روشنى بر موضع وى نسبت به امامان ( رضوان الله عليهم ) نيست . از خداوند مىخواهم كه توفيقم دهد تا بخشهايى از اين كتاب ارزشمند را كه مطالعه نكردهام بخوانم . توفيق و كاميابى استاد اسد حيدر را در كارى كه آغاز كرده است آرزومندم ، و ما در انتظار ادامه كارشان هستيم . دكتر حامد حفنى داود
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٨
هامش
( 1 ) اشاره به حديثى است كه مىگويد ضعيفترين مرحلهء ايمان ، انكار منكر به قلب است .