پيامبر نسبت داده شده اشارتى مىكنيم . اين احاديث يا تغيير يافته و يا كلماتى بر آن افزوده شده ، اما بايد توجه داشت كه دستكارى در آن كاملا آشكار است و به اصطلاح دم خروس پيداست .
پيامبر فرمود : اى على ، تو و يارانت ، و يا در جاى ديگر : تو و پيروانت در بهشت هستيد . اما فضل بن غانم بر آن اين جمله را افزوده است : مگر آن قومى كه تو را دوست دارند ، و اسلام فقط بر زبانشان جارى است ، و قرآن مىخوانند اما از سينههايشان فراتر نمىآيد ، اينان را رافضى گويند ، چون ايشان را ديديد با آنان جهاد كنيد ، چرا كه مشركند . [ 18 ]
ابو يحيى حمانى از قول على جملهاى ديگر بر آن افزوده ، و آن اينكه على گفت : من از رسول خدا پرسيدم : اى پيامبر آنان چه نشانى دارند ؟ فرمود : از تو چيزهايى وام مىگيرند كه تو ندارى ، اصحاب را طعن مىزنند و آنان را ناسزا مىگويند .
عبارت اخير به اين صورت نيز نقل شده : اى على اينان تظاهر به دوستى تو مىكنند ، قرآن مىخوانند اما از سينههايشان فراتر نمىآيد ، علامتشان اين است كه ابو بكر و عمر را لعن مىكنند .
همين اضافه به اين شكل هم آمده : پس از اين گروهى خواهند آمد كه به لقب زشت رافضى ملقب هستند ، اگر آنان را ديديد بكشيد كه مشركند . [ 19 ]
تحريف ديگرى كه صورت گرفته اين است كه در حديث ثقلين به جاى « عترتى » « سنتى » آوردهاند . اين تحريف گران گستاخ ، به قصد تقرب به اربابانشان ، با افزودن چنين جملاتى بر سخنان نبوى در مدح پيروان اهل بيت ، به خدا و رسول دروغ بستند . در نتيجه اين دروغها به صورت رسمى ، قانونى شد در دست قدرتمندان و حكومتگران ، و آن را كاملا به ذهنهاى ساده قبولاندند ، و در نهايت در نظر كمخردان مقبوليت تام و عام يافت .
اما عالمان به انكار و رد اين نوع تحريفها برخاسته ، و صريحا ساختگى بودن آن احاديث و كذاب بودن راويان آنها را اعلام كردند .
يكى از اين راويان قاضى فضل بن غانم مروزى ياد شده است . او به فساد اخلاق و بد دينى شهرت دارد ، رواياتش مقبول واقع نشده و حافظان حديث احاديثش را رها كرده و در دينداريش طعن زندهاند . دارقطنى گويد : فضل بن غانم ضعيف است و يحيى بن معين گويد : ضعيف و غير قابل توجه است .
رجالشناسان ديگر بازهم از اين مطالب درباره او گفتهاند . پس چگونه مىتوان
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 332
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٣٢