تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
در مذاهب فقيهان نيك تأمل كردم هيچ مذهبى را چون مذهب حنبلى نيافتم پس در پنهان و آشكار حنبلى باش . تا همواره بر صراط مستقيم باشى ديگرى چنين سروده است : تا زمانى كه زنده‌ام حنبلى هستم هنگام مرگ نيز وصيت مىكنم همه حنبلى شوند حنبليان مىگويند احمد بن حنبل امام ماست ، و هر كه او را نپذيرد بدعتگذار است . بر اين اساس بدعتگذاران بسيارند . سخنى به شافعى نسبت داده‌اند مبنى بر اينكه او گفت : دشمن ابن حنبل كافر است . كسى پرسيد واقعا نام كافر را بر چنين شخصى مىگذارى ؟ گفت : آرى ؛ دشمن احمد دشمن سنت است و دشمنى با سنت سوء ظن به صحابه است و چنين سوء ظنى دشمنى با پيامبر است و دشمنى با او كفر به خداوند است . [ 26 ] بسيار بعيد مىدانم شافعى با آن منزلت و مقامش چنين سخنى گفته باشد ، اما غلو و گزافه‌گويى حد و مرز نمىشناسد . اگر اين سخن از او باشد ، چرا دشمن على كافر نباشد ؟ و نه تنها دشمن على را كافر ندانسته‌اند ، بلكه كسى چون متوكل عباسى را ستايش كرده و او را « ناصر السنة » ناميده و از مناقب و فضايل او حكايت كرده‌اند ، در حالى كه مىدانيم متوكل با على دشمن بوده و به او ناسزا مىگفته و كسانى چون : عمر بن فروخ ، ابو السمط ، عبد الله بن محمد بن داود ، على بن جهم و ديگر پيروانش را ، كه به دشمنى و بدگويى على شهرت داشتند ، از مقربان خود قرار داد . حتى كار به آنجا رسيد كه تحقير على و توهين به او ، سبب آرامش متوكل بود ، و اگر اطلاع مىيافت كسى دوستدار على است ، جان و مالش بر باد مىرفت . اما اينان بدون توجه به اين مسائل متوكل را « ناصر السنة » خوانده ، و او را اهل بهشت و يكى از اولياء الله و همسايه « خطيرة القدس » دانسته‌اند ، و وى را در زمره ابو بكر و عمر بن عبد العزيز شمرده‌اند . [ 27 ] افزون بر متوكل كه به چنان لقبى ملقب گشته ، ياران و دار و دسته ناصبى او نيز به سنتگرا موصوف شده‌اند . ابن جوزى در مناقب احمد گويد : على بن جهم از اهل سنت بود و نسبت به احمد نيز حسن ظن داشت . به هر حال هر كس نسبت به احمد بن حنبل نظر مساعد داشته باشد ، اهل