اين پهنه تأليفات بسيارى پديد آمد ، كه هنوز هم ادامه دارد . نمىدانيم كه خداوند براى روزگاران آينده چه سرنوشتى رقم زده است ! خطابى [ 4 ] در كتاب « معالم السنن » از اختلافات فقهى كه پس از سدهء سوم هجرى بين فقيهان مسلمان و پيروان مذاهب پديد آمد ، تصويرى ارائه داده است . او مىگويد : مىبينم مردم زمان ما به دو دسته تقسيم شدهاند : اصحاب حديث و نقل ؛ اهل فقه و نظر ، و من اين دو دسته را برادرانى مىدانم كه نسبت به هم بىمهرند .
اما كوشش اكثر اهل حديث و نقل ، روايات و جمع طرق اين روايات است ، و نيز تلاش مىكنند احاديث ناشناخته و نادرى كه جعلى و يا مسخ شدهاند و معانى روشنى ندارند ، بجويند و گرد آورند . چه بسا اينان به فقيهان خرده مىگيرند و به آنان طعن مىزنند و به مخالفت با سنت متهمشان مىكنند .
و اما دسته دوم كه اهل اجتهاد و نظرند . اينان غالبا به حديث بهاى چندانى نمىدهند ، و در جهت تشخيص احاديث درست و نادرست كوشش نمىكنند . اگر خبرى ضعيف و يا حديثى منقطع پيدا شد كه موافق آراء آنها بود و شهرت نيز داشت مىپذيرند و احاديثى كه ورد زبانشان شد ، بىآنكه به صحت آنها يقين حاصل شده باشد ، مورد استفاده قرار مىدهند . اگر كسى نظرى از يكى از امامان مذهبش نقل كرد ، كه اجتهاد خود او بود ، دنبال وثاقت و درستى آن مىروند . از اين رو پيروان مالك به رواياتى اعتماد مىكنند كه از طريق ابن قاسم و اشهب رسيده باشد ، و اگر روايات عبد الله بن حكم و مانند او نقل شد ، چندان بهايى به او نمىدهند . پيروان ابو حنيفه نيز ، رواياتى را مقبول مىشمارند كه از طريق ابو يوسف و يا محمد بن حسن شيبانى نقل شده باشد ؛ و اگر رواياتى از حسن بن زياد لؤلؤى در جهت خلاف روايات ابو يوسف باشد ، مورد قبول و اعتماد واقع نمىشود .
پيروان شافعى نيز چنيناند . آنان به روايات مزنى و ربيع بن سليمان مرادى اعتماد مىكنند ، و اگر روايات خزيمه و جرمى و امثال آن دو مطرح شد توجه نمىكنند ، و در آراء خود از آنها بهره نمىبرند . اين روش تمامى عالمان در استنباط احكام از پيشوايان و استادان است .
به راستى اگر اين عالمان چنين روشى دارند ، و در امر تفريع مسائل فقهى و روايات اين مشايخ قانع نمىشوند مگر اينكه صحت روايات بر ايشان ثابت شود ، پس چگونه روا مىدانند كه در امرى مهمتر به آسانى برخورد كنند ، و در مورد سخنان نقل شده از امام امامان و رسول پروردگار ، كه فرمانش مطاع و اطاعتش واجب است ،
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: اسد حيدر
ص٢٤٧