تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

سخنى پيرامون جدال مذاهب

در آغاز ، جدال ميان مسلمانان از حوزه مباحث علمى فراتر نبود و حد اكثر در برخى از موارد اين بود كه طايفه‌اى روش و نظر طايفه ديگر را نپسندد . اما روح اختلاف و جدايى به سرعت در امت اسلامى دامن گسترد . اين پديده نيز برآمده از انگيزه‌هايى سياسى بود ، كه قدرتمندان ، وحدت و يكپارچگى مسلمانان را نمىپسنديدند و كوشش مىكردند عصبيتهاى جاهلى را دوباره زنده كنند ، چرا كه به گفته ابن خلدون « نظام سياسى و حكومتى جز به اتكاى عصبيت حيات ندارد » . [ 1 ] عصر امامان مذاهب به سر آمد و دوران پيروانشان آغاز شد و هر طايفه‌اى به مذهبى كه برگزيده بود سرگرم گرديد ؛ بدنبال آن فرقه‌گرايى و روح دشمنى در مسلمانان پديد آمد ، بدون آنكه توجه كنند چنين روندى چه خطراتى براى علم در پى دارد ، و چگونه حقيقت را تباه ، و آثار مثبتى كه اسلام با تعاليم ارزشمندش براى تأمين سعادت انسانها منظور كرده نابود مىكند . زمانى نه چندان كوتاه طول كشيد تا مذاهب فقهى به چهار مذهب محدود شد ، و مردم مجبور شدند به يكى از اين چهار مذهب تن در دهند . شاه ولى دهلوى [ 2 ] مىگويد : توجه داشته باشيد ، در سدهء اول و دوم هجرى مردم بر محور مذهب معينى گرد نيامده بودند ، بلكه به طور كلى مردم به دو دسته تقسيم مىشدند : عالمان و توده مردم . در مسائل اجتماعى بين توده مردم و طايفه عالمان اختلافى نبود و جملگى از صاحب شريعت پيروى مىكردند . مردم آداب