تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
و نيز عدالت ( بنا به نظر درست‌تر ) شرط نشده است . اينها بود شرايطى كه عالمان اهل سنت براى فقيه و مجتهد قائل شدند ، و اگر نيك بنگريد هيچ دليلى براى منع اجتهاد نمىبينيد ، چرا كه بسيارند عالمانى كه به تمامى علوم يادشده آگاه و حتى بيش از آن مىدانند . اما دليل منع اجتهاد چيز ديگرى است .

تقليد

تقليد عبارت است از : پيروى بدون دليل و معرفت از آراء كسى . ابن ابى زرعه در شرح الجوامع مىگويد : در مورد اينكه مىتوان از مجتهد كم‌مايه تقليد كرد ، و حال آنكه مجتهد آگاهتر بر مذاهب وجود دارد ، بين صاحب‌نظران اختلاف است . يك نظر ، كه مشهور است ، مىگويد جايز است ، چرا كه در مسائل با وجود صحابه داناتر از صحابه كم‌مايه نيز سؤال مىشد . نظر دوم مىگويد جايز نيست . امام احمد ، ابن سريح و قاضى حسين بر اين نظرند . عقيده سوم اين است كه اگر كسى مجتهدى را همشأن و يا برتر از ديگران بداند ، براى او جايز است كه از وى تقليد كند ؛ لذا اگر كسى را كم‌دانش‌تر از ديگران بداند نبايد از او فتوى بخواهد . و نيز در اين مسأله كه آيا مىتوان از مجتهد مرده تقليد كرد ، بين عالمان اتفاق نظر وجود ندارد . به نظر عموم اين تقليد جايز است . شافعى در توجيه اين نظر گفته است : مذاهب با مرگ پيشوايانشان نمىميرند . نظر دوم عدم جواز به طور مطلق است . امام محمد غزالى اين نظر را اجماع تمامى عالمان اصول مىداند . امام فخر الدين نيز اين نظر را برگزيده است . نظر سوم اين است كه در صورت فقدان مجتهد زنده جايز است ، و در صورت وجود مجاز نيست . اين بود سخنان ابو ذرعه به اختصار . محى الدين بن عربى در باب هشتاد و هشتم « فتوحات مكيه » مىگويد : به نظر ما تقليد در دين خدا مطلقا جايز نيست ، چه تقليد از زنده باشد و چه از مرده ، ( در اين كلام تأمل كنيد ) . ابن عابدين شامى مىگويد : با وجود عالم داناتر هم مىتوان از عالمى كه در مرتبه پايين‌ترى است تقليد كرد . حنفيان ، مالكيان ، شافعيان و اكثر حنبليان بر اين نظرند . اما احمد بن حنبل و بسيارى ديگر از فقيهان جايز نمىدانند .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 237 | اسد حيدر / حسن يوسفى اشكورى