آرمانهاى دينى پديد آمد و بر روند پيشرفت و تكامل امت اثر گذاشت . تمامى اين اعمال تفرقهافكن خلاف اسلام بود ، چرا كه اسلام ، همواره به « كلمه توحيد » و « توحيد كلمه » فرا مىخواند .
در آن شرايط وظيفهاى كه امام براى خود مىديد اين بود كه جامعه را به اصلاح و پالايش دعوت كند ، و مبانى و تعاليم دين را گسترش دهد ، و خشم خويش را ، از موضع امامت ، نسبت به نظام ستمگر و جائر اعلام نمايد . وى ، در حالى كه حقش غصب شده و دستش بسته بود ، چه مىتوانست بكند ؟ هر چند كه او در ستيزه با ستمگران سستى نكرد . او مردم را از نزديكى به حكومت و همكارى با آن بر حذر داشت ، و به اشخاص توصيه كرد تا در كارها با فرمانروايان همكارى نكنند ، و گفت همكارى با آنان حرام است . با گناه كبيره شمردن اين همكارى ، مرتكبين به آن را مستوجب عذاب الهى دانست ، زيرا وقتى كه ياوران ستمگر و ديكتاتور افزون شود ، ارادهاش به ستمگرى و استبداد نيز افزون خواهد شد . به نظر امام اگر مردم به ستمگران پشت مىكردند و به آنان نزديك نمىشدند ، عرصه بر آنان تنگ مىشد و ناگزير تن به عدالت مىدادند . امام با اتخاذ چنين شيوهاى ، خواهان تأمين سعادت امت بود .
به هر حال در آن روزگار خلفاى مروانى و اميران محلى غرق در دنيا شده و به خونريزى پرداختند ، حريم محرمات را شكستند و آشكارا با آل محمد ( ص ) به دشمنى برخاستند . هر كس به دوستى و علاقه و پيروى از اهل بيت شناخته شده بود مورد تعقيب و آزار قرار مىگرفت ، و كسانى كه به دشمنى با آنان شناخته مىشدند مورد مهر قرار گرفتند و به حكومت نزديك مىشدند . آنان مىخواستند مردم را از اهل بيت ، كه اهل دانش و پارسايى و عبادت بودند ، دور سازند . با اينكه مردم به دنيا و پول دلبستگى نشان مىدادند ، در عين حال از عقايد خود دفاع مىكرده و در برابر علم و دين خضوع نشان مىدادند . محبتى كه مردم نسبت به اهل بيت ابراز مىكردند ، به خاطر مطامع مادى و دنيايى نبود ، بلكه صرفا انگيزه دينى داشت ، چرا كه مردم دينشان را دوست مىداشتند . به همين دليل بود كه ابراز دوستى مردم به اهل بيت بر امويان گران مىآمد و نمىتوانستند تحمل كنند كه از آل محمد به نيكى ياد شود ، چرا كه سياست آنان بر كينه و عداوت با اهل بيت استوار بود و پراكندن يارانشان و كشتن هر كسى كه به دوستى آنان شناخته شده بود . اين كسان گاه به اتهام بىدينى كشته مىشدند و گاه به اتهام سرپيچى از اطاعت سلطان .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: اسد حيدر
ص١٨٥