به مطالب ياد شده ، اين حقيقت نيز روشن مىگردد كه شرايط آن روزگار چه بوده و امام با چه مشكلاتى روياروى بوده است . امام با حوادثى روبهرو بود كه جهان اسلام با آن مواجه بود ، مرحلهاى كه پيش رو بود و مرحلهاى كه مىگذشت و مرحلهاى كه امام در آن قرار داشت ؛ دورهاى كه نه به حق عمل مىشد ، و نه از باطل نهى .
در اين دوران خودكامگيها حاكم و كينهها و دشمنيها چيره بود و مسلمانان ناچار تن به فرمانروايى كسانى داده بودند كه عمل به قرآن را رها كرده و سنت رسول را از ياد برده بودند . امت اسلامى سنگينى بار افزونطلبى زمامداران را به دوش مىكشيد و ستمكاريهايشان توان از مردم مىربود .
در روزگار امام صادق جهان اسلام گرفتار اختلافات و پريشانيهاى بسيار بود ، انقلابهاى خونين و جنگهاى سخت به وقوع مىپيوست و اوضاع به نفع كسانى تغيير مىيافت كه در راه تأمين منافع شخصى خود از خونريزيها ابايى نداشتند .
در اين احوال ، امام صادق مسئوليت هدايت امت و وظيفه ايفاى رسالت اسلامى را پس از امام باقر به عهده گرفت ، شخصيتش درخشيد و استعدادهايش آشكار گرديد . اين بود كه از هر سو او را به رهبرى انقلابى كه عليه نظام ستمگر پديد آمده بود ، فرا خواندند . اين انقلاب به نام اهل بيت صورت مىگرفت ، چرا كه آنان پيشوايان امت و مايهء اميد مردم بودند .
امام صادق با بصيرت و آگاهى خاصى كه داشت ، حوادث را از نظر مىگذراند و مىدانست كه اين شورشها و انقلابها به اهداف خود نخواهند رسيد ، بلكه در اين ميانه افراد بسيارى قربانى امويان خواهند شد ، كه از خونريزى بسيار ابايى نداشتند . از اين رو امام آرام و بىسر و صدا برنامه و طرح اصلاحى و انقلابى ويژهاى را در پيش گرفت و در انديشه تحقق آن بود .
او از سرانجام اختلافات و درگيريها آگاه بود ؛ احساس مىكرد كه امت اسلامى تا چه اندازه به آگاهى و رهبرى درست نيازمند است ؛ مىديد كه مسلمانان تا كجا به التزام به بنيانها و اصول اسلام و تعاليم آن محتاجند ، تا در پرتو آن بتوانند وحدت و همكارى اجتماعى استوارى پديد آورند .
اين بود كه وى به رهبرى و تحقق اساسيترين كار دست زد و كوشيد تا آگاهى و بيدارى در مردم پديد آيد ، همدلى و برادرى عملى گردد ، رسوبات جاهليت كه به وسيله نظام ستمگر جان گرفته بود تا فرمانروايان ظالم به وسيله آنها منافع خود را تأمين كنند و به ستم حكومت كنند ، زدوده شود . امام مىديد چگونه تعصبات
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: اسد حيدر
ص١٨٣