از اين رو به آزار استخوانهاى خاك شده وى دست زدند در دوران عباسيان اهل بيت رنجهايى ديدند كه نمىتوان برشمرد ؛ زندانها از آنان انباشته شد ، چوبههاى دار از اجسادشان به لرزه درآمد ، و زمين از خون آنان رنگين شد .
حكومت ، دشمنان آل على را تشويق و مردم را از آنان دور مىكرد . از بغداد فرمانى به مصر صادر شد كه هيچ علوى حق ندارد سند باغى را به نام خود كند ، بر مركب بنشيند ، و از شهر « فسطاط » خارج شود . حق ندارد بيش از يك برده داشته باشد ؛ و اگر بين يك علوى و فرد ديگرى از مردم اختلافى پديد آيد ، ادعاى علوى مردود و سخن طرف مقابل بدون دليل مقبول است . [ 88 ] گاه نيز دستور داده مىشد كه علويان را از هركجا به مركز خلافت احضار كنند تا تحت مراقبت باشند و در آنجا مجازات شوند . هارون به امير مدينه فرمان داد كه علويان ضامن يكديگر شوند ، و هر روز حضور خود را اعلام كنند ، و در صورت غيبت به مجازات برسند .
با اين همه نه تنها علويان در برابر اين مشكلات به موضع ضعف و ذلت نيفتادند ، و در مقابل اين ستمگريها و فرامين ظالمانه تسليم نشدند ، بلكه توانستند از اين چيرگى و قدرتنمايىها رها شوند ، و عليه ستم و در جهت تحقق عدالت قيام كنند .
در اين شورشها ، بسيارى به پيروزى دست يافتند و توانستند با پديد آوردن دولتى عباسيان را به اضطراب افكنند . اين امر سبب شد كه عباسيان بيش از پيش به فكر انتقام از علويان بيفتند ، و هر كس كه به دلبستگى و هوادارى علويان شناخته مىشد نابود سازند ، انواع تهمتها را به آنان نسبت دهند ، و به عيبهاى متعدد متهم سازند .
در اين ميان شيعيان اهل بيت ( امامى ) بيشترين مصائب و ستمها را تحمل كرد ، اما با سلاح عقيده و ايمان درست ، امواج مصائب و مشكلات را از سر گذراند ، و جبهه شيعى از آغاز تا انجام در خط دفاع از حقوق آل محمد استوار ماند .
در عين حال اكثر مردم ، به انگيزه طمع و يا حفظ خود ( كه از غرائز پست در طبيعت انسان است ) ، با ناديده گرفتن حقوق عترت و ترويج دروغپردازيها عليه شيعيان ، به همراهى با حكومت و قدرت تظاهر مىكردند ، چرا كه آنان شاهد فرامين ظالمانه عليه شيعيان بودند و مىديدند كسى بيش از همه آسايش و امنيت برخوردار است كه كتابى در نكوهش شيعيان بنويسد ، يا سخنى در رد آنان بگويد ، يا طعنى به عقايدشان بزند ، يا شعرى در هجوشان بسرايد ، يا به دشمنى با امامان شيعى و آل محمد شهره باشد . مردم مىديدند كه نويسندگان ، عالمان ، شاعران به قصد نزديكى با
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: اسد حيدر
ص١٨٧