و خيانت و نقض پيمان خود زمينهء شكست زيد را فراهم آوردند .
اينكه زيد به سؤال كنندگان مىگويد شما تا امروز كجا بوديد و چه مىكرديد ، آشكارا از نقشه و غرض خاص طراح سؤال خبر مىدهد .
شيعيان كه محور اصلى اين شورش بودند ، نظر اهل بيت را در مورد شيخين مىدانستند و احتياج به پرسيدن چنين مطلبى نبود ؛ پس طرح چنين سؤالى در آن شرايط مهم و سخت چه معنا دارد ؟ شيعيان از اين واقعيت آگاه بودند كه سپاهيان زيد آميزهاى است از عناصر گوناگون و با گرايشهاى فكرى مختلف ، پس چگونه پذيرفتنى است كه سطح فكر آنان آن قدر پايين باشد كه در آن هنگامه سؤالى را مطرح كنند كه نه با عقايد آنان هماهنگ باشد و نه با طرح و نقشهشان ؟ حقيقت اين است كه شيعيان هرگز چنين سؤالى نكردند ، زيرا از خطرات و پيامدهاى طرح چنين موضوعى در آن احوال سخت و حساس بىخبر نبودند ؛ اين عمل از نقشهها و نيرنگهاى امويان بوده است .
به هر حال نيرنگ امويان كارگر افتاد و تفرقه و جنددستگى ميان ياران زيد پديد آمد . كسانى كه با انديشهها و عقايد ثابت و استوار به قيام نپيوسته بودند پراكنده شدند و فقط شيعيان خالص با وى ماندند و قهرمانانه از وى حمايت كردند و تا پاى جان استوار ايستادند . كسانى با وى كشته شدند ، گروهى ديگر زنده ماندند و از ياران فرزندش يحيى به شمار آمدند و در كنار او به مبارزه ادامه دادند . شيعيان هرگز از زيد روى نگردانند ، بلكه همكاران ستمگران و همدستان امويان را مورد انكار و « رفض » قرار دادند .
در اينجا نمىتوان بيش از اين به ماجراى زيد پرداخت ، و ابعاد مختلف آن را به تفصيل روشن ساخت . به يارى خداوند در آينده پيرامون اين حادثه و عواملى كه سبب شكست آن شد ، سخن خواهيم گفت .
وليد بن عبد الملك
وليد بن يزيد بن عبد الملك بن مروان ، مادرش ام حجاج دختر محمد بن يوسف برادر حجاج ثقفى بود .
وى پس از هشام ، به استناد ولايتعهدى يزيد بن عبد الملك ، در روز چهارشنبه ، شش روز ( و به گفتهاى ده روز ) از ماه ربيع گذشته در سال 125 ه . زمام امور خلافت را به دست گرفت . او تا روز پنجشنبه دو شب مانده به پايان جمادى الأخر