مطرح شده است .
زمانى كه به واقعيتها نظر مىكنيم و حوادث را به قدر امكان عالمانه به محك تحقيق و نقد مىسنجيم ، بىگمان به اين نتيجه مىرسيم كه اين قول مشهور در مورد زيد نادرست است . و چه بسا اين واقعه بىاساس و ساخته و پرداخته باشد .
حقيقت اين است كه اين شيعيان نبودند كه در آن شرايط سخت از زيد در باب ابو بكر و عمر سؤال كردند ، بلكه اين پرسش به وسيله عناصر نفوذى دشمن در جمع سربازان او صورت گرفت . طرح اين سؤال كه به اشاره يوسف بن عمر ، امير كوفه ، انجام شد نقشهاى بود تا در ميان سپاهيان زيد جدايى و تفرقه پديد آيد و كدورت و جنددستگى به وجود آيد ، چرا كه در ميان سربازان زيد عناصرى با عقايد و آراء گوناگون وجود داشتند ، مانند : خوارج ، مخالفان امويان ، جاسوسان و . . .
ابن عساكر گويد : چهار هزار تن با زيد قيام كردند . هشام كسانى را با حيله و تزوير وارد سپاهيان زيد كرد و آنان طبق دستور از زيد در مورد ابو بكر و عمر سؤال كردند .
زيد در پاسخ گفت : خداى رحمت كند ابو بكر و عمر دو صحابى رسول خدا را .
آنگاه گفت : شما تا امروز كجا بوديد ؟ ! [ 56 ] طرح اين سؤال در آن لحظات حساس ، كه هنگامهء وحدت و جنگ و پيكار بود ، نيرنگى بود كه زده شد ؛ چرا كه زيد هر پاسخى به اين پرسش مىداد به نفع دشمن تمام مىشد . اگر وى از شيخين تبرى مىجست و از آنان به بدى ياد مىكرد ، در اين صورت حكومت بهترين دليل را براى كشتن زيد به دست مىآورد ، زيرا كه اتهام بدگويى از ابو بكر و عمر ابزار نيرومندى بود كه امويان همواره از آن براى سركوب مخالفان سود مىجستند . و اگر زيد از آن دو تبرى نمىجست ، چگونه مىتوانست از غصب كنندگان حق خودشان بيزارى نجويد . اين بود كه دشمنان در اين نقشه پيروز شدند و با پاسخى كه زيد داد ، پيمانشكنان و آزمندان از گرد زيد پراكنده گشتند .
اين حيله بهترين وسيله پيروزى براى يوسف بن عمر بود .
استاد خربوطلى مىگويد : يوسف بن عمر با نقشه طرح سؤال از زيد درباره شيخين به هدف دغلكارانهاش رسيد . [ 57 ] همانگونه كه يوسف به عدهاى پول داد و جاسوسانى گمارد تا از اصحاب و ياران زيد اطلاعات كسب كنند . [ 58 ]
بيش از اين نياز به اقامهء دليل و آوردن شاهد نيست كه امويان با توسل به شيوههاى مختلف تلاش فراوان كردند تا قيام زيد را به ناتوانى و شكست بكشانند .
همچنين غالب كسانى كه به زيد پيوسته بودند افراد دونهمتى بودند كه با فريبكارى
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: اسد حيدر
ص١٦٦