در آنچه بر آنان مىگذشت همدردى نشان مىداد .
با تمامى محدوديتها و كنترلهايى كه عليه امام اعمال مىشد و دامهايى كه بر سر راهش مىگستراندند ، تا وى را نيز به شهيدان آل محمد ملحق سازند ، وى هرگز امر به معروف و نهى از منكر و ارشاد خلق را رها نكرد ، و خداوند نيز او را از شر اشرار در امان نگه داشت .
امام انديشهها و آموزشهاى ستم ستيزانهاش را گسترش مىداد ، و مردم را از آميختن با ستمگران برحذر مىداشت . مشهور است كه وى همواره مىفرمود : « هرگز در اختلافات بين خود به اهل ستم مراجعه نكنيد » . باز از سخنان اوست : « مؤمن در شكاياتش اگر گامى به سوى قاضى يا سلطان ستمگر بردارد ، و در اين دادخواهى حكمى غير از حكم الله صادر شود ، در گناه شريك شده است » . و نيز فرمود :
« هر كسى كه با برادرش اختلاف حقوقى پيدا كند ، و از برادرى ديگر بخواهد كه بين آن دو داورى كند و او نپذيرد ، و اين امر موجب شود كه آن دو به ستمگران رجوع كنند ، مشمول اين سخن خداوند است كه : آيا ننگرى و عجب ندارى از كسانى كه به گمان خود به قرآن و ديگر كتبى كه پيش از تو فرستاده شد ايمان آوردهاند ، چگونه باز مىخواهند كه طاغوت را حاكم خود گردانند ، در صورتى كه مأمور بودند به طاغوت كافر گردند » . [ 5 ] اين سخن نيز از اوست : « از قضاوت دورى كنيد ، چرا كه قضاوت حق پيشواى عالم به امر قضاوت ، و امام عادل نسبت به مسلمانان است ، مانند : پيامبر و يا وصى او » .
از وى سؤال شد كه تكليف پولى كه قاضى از زمامدار مىگيرد چيست ؟ ، فرمود : حرام است . و نيز فرمود : « كسى كه ستم مىكند ، و كسى كه به ستمگر يارى مىرساند ، و كسى كه به ستم راضى است ، هر سه در ستم شريك هستند » . از اين گونه سخنان از او بسيار است ، و ما پس از اين به نقل آنها خواهيم پرداخت .
وى مردم را به گسستن از حكومتگران و عدم اتكاء به آنان تشويق مىكرد ، و امت را به همبستگى عليه ستمگران دعوت مىكرد ، تا به اين سخن خدا عمل كرده باشد : « با ستمگران همدست نشويد ، و گرنه آتش در شما خواهد گرفت » . [ 6 ] او به عنوان امام زمان خود آموزشهايش را در ميان طبقات مختلف گسترش و رواج مىداد ، و جهاد اصلاحگرانهاش را ، به منظور نجات مسلمانان از هر دستى كه امت صالح را به فساد مىكشاند ، پى مىگرفت .
امام صادق در زندگى خويش ، كه با فرمانروايان بسيارى معاصر بود ، اما
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: اسد حيدر
ص١٤٦