قانون شرع نيست . تمامى اين مقررات و ضوابط براى برانداختن بديها و كاشتن درخت سعادت و رعايت مصالح عموم مردم تشريع شده است . نتيجه اين مقررات اين است كه مردم از ميوهء درختى كه پيامبر كاشته و با تعاليمش آن را به برگ و بار نشانده استفاده كنند ، و از ثمر تلاشهاى بسيار وى در جهت آگاه كردن مردم به منافع و مصالح خودشان بهره گيرند .
بىگمان تعاليمى كه به مردم تكليف شده و سعادت در پيروى از آنهاست ، به تحقق و اجرا نياز دارد ؛ و كسى قادر به اجراى آن خواهد بود كه انسان كاملى باشد و مصالح جامعه را بر مصالح فردى خويش مقدم بدارد ؛ او كسى است كه امت از دانش او تغذيه مىشود تا در پرتو تعاليمش به سعادت نايل آيد ، و حيات ايدهآل را در پناه ارشادها و رهبريش به دست آورد .
اسلام جز مجموعهاى از قوانين آسمانى نيست ، كه به وسيله پيامبر بزرگوار از آسمان بر زمين فرود آمده ، و شخص پيامبر در زندگيش مأمور به اجراى آن بود ، و پس از وى كسى كه مأموريت اجراى آن احكام را مىيابد از جانب قانونگذار اعلى ( خداوند ) برگزيده مىشود . « پروردگارت هر چه بخواهد خلق و انتخاب مىكند ، و براى آنان اختيارى نيست » [ 1 ] كاشف الغطاء ( ره ) مىگويد : « امامت مانند نبوت منصب الهى است ، همان گونه كه خداوند از ميان بندگانش هر كس را بخواهد به نبوت انتخاب مىكند ، هر كس را نيز بخواهد براى امامت برمىگزيند ، و به پيامبرش صريحا فرمان مىدهد كه امامى را انتخاب كند تا به وظايفى كه خود مسئول اجراى آن بود پس از او عمل كند . تنها تفاوت اين است كه بر پيامبر وحى نازل مىشود و به امام وحى نمىرسد ؛ ولى امام به كمك و يارى خداوند احكام را از پيامبر مىآموزد . پس پيامبر از جانب خداوند تبليغ مىكند و امام از طرف پيامبر . اما امامت منحصر است به دوازده تن ، كه هر امامى امام پس از خود را تعيين مىكند . امام ، مانند پيامبر ، از گناه و خطا مبراست ، و اگر چنين نباشد اعتمادى بر آنان نخواهد بود . چنان كه قرآن مىگويد :
« من تو را براى مردم امام قرار دادم ، گفت : پس فرزندانم ؟ ، فرمود : عهد من هرگز به ستمكاران نخواهد رسيد » . [ 2 ] دليل اين امر اين است كه خداوند مىخواهد انسان كمال يابد و جانها با علم و عمل صالح تزكيه گردد . قرآن به همين نكته اشاره مىكند : « اوست خدايى كه از ميان مردمى امى پيامبرى از خودشان برگزيد تا بر آنان آيات الهى را تلاوت كند و آنها را از آلودگيها پاك گرداند و كتاب و حكمت را به
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: اسد حيدر
ص١٤٤