و يقتل النّاس حتّى لا يبقى إلّا دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله . . . « 1 »
[ امام مهدى ] دشمنان را مىكشد تا جز دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله باقى نماند .
( 1 ) ابو يعلى از ابو هريره نقل كرده است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
لا تقوم السّاعة حتّى يخرج عليهم رجل من أهل بيتى ، فيضربهم حتّى يرجعوا إلى الحقّ . . . « 2 »
قيامت برپا نمىشود مگر مردى از اهل بيت من قيام كند و منحرفان را بزند تا به « حق » بازگردند . . .
ابو يعلى مىگويد : مراد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از حق ، اسلام است .
( 2 ) شيخ مفيد از مفضل بن عمر جعفى نقل كرده است كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود :
إذا أذن اللّه تعالى للقائم فى الخروج صعد المنبر فدعا النّاس إلى نفسه و ناشدهم باللّه و دعاهم إلى حقّه ، و أن يسير فيهم بسنّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و يعمل فيهم بعلمه . . . « 3 »
هرگاه خداوند به قائم ما اجازه ظهور دهد ، از منبر بالا رود و مردم را به خويش فرا خواند و آنها را به خداوند سوگند دهد و به حق خود دعوت نمايد و در ميان مردم به سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتار كند و هم چون او عمل نمايد . . .
( 3 ) 4 . دستهاى از اخبار بيان مىكند امام مهدى عليه السّلام زمين را از قسط و عدل پر مىسازد همانطور كه از ستم و بيداد آكنده شده باشد .
اين گونه اخبار به طور متواتر از پيامبر و معصومين عليهم السّلام نقل شده و آن گراميان معتقدند كه قسط و عدل ، جز اسلام نيست . در نتيجه معنايش اين است كه امام عليه السّلام هم در ساحت انديشه و هم در ساحت حكومت ، اسلام را پذيرفته و اجرا خواهد نمود .
آيت اللّه صافى يكصد و بيست و نه حديث را با اين عبارت ارجمند نقل كرده است « 4 » و منابع عامه نيز آن را فراوان نقل نمودهاند ؛ مانند : صحاح ابو داوود ، ابن ماجه ، ترمذى و منابع بسيار ديگرى كه در كتاب گذشته بر شمردهايم . « 5 » علاوه بر اينها ، منابع اماميه بسيار زياد مىباشد . در بخش دوم به شكل روشنترى از اين اخبار سخن خواهيم گفت .
( 4 ) اينها دو روش براى اثبات دين امام مهدى عليه السّلام بود . و اينك در مقام نتيجهگيرى از اين دو روش استدلالى مىگوييم :
بىشك مهدى عليه السّلام همانطور كه در برنامهء كلى الهى ثابت شده است عدالت كامل را در دولت جهانى پياده خواهد نمود و به اسلام خواهد گرويد و آن را اجرا خواهد نمود ؛ پس اسلام همان طرح
هامش
( 1 ) . الطوسى ، محمّد بن الحسن ، همان ؛ ص 283 .
( 2 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 131 .
( 3 ) . المفيد ، محمّد بن محمّد ، همان ؛ ص 342 به بعد .
( 4 ) . الصافى الگلپايگانى ، لطف اللّه ، منتخب الأثر ؛ ص 478 .
( 5 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 281 به بعد .