بشرى و انقطاع كامل از عالم الوهى است . ]
. . . و نتايجى ديگر كه بعدا به طور مبسوط به آنها خواهيم پرداخت .
( 1 )
ب ) مذهبى كه امام عليه السّلام از ميان مذاهب مختلف اسلامى برمىگزيند .
ممكن است از مذهب دو معنا اراده شود :
معناى اول : مراد از مذهب ، مجموعه انديشههايى است كه برگرفته از كلام و فقه مىباشد به طورى كه نظرات عالمان هر مذهبى ، در شكلبندى و صيقلى شدن انديشههاى آن مذهب دخالت دارد .
معناى دوم : مراد از مذهب ، اعتقادات اصلى و محورى است كه سنگ بناى آن مذهب مىباشد .
مانند اعتقاد به عدل و امامت كه مورد اختلاف اماميه و اهل سنت است .
( 2 ) اگر معناى اول را در نظر بگيريم بايد مطمئن باشيم كه امام مهدى عليه السّلام به هيچ يك از مذاهب مطرح در اسلام گرايش ندارد ؛ زيرا بسيارى از انديشههاى هر مذهب ، تابعى از باورهاى دانشمندان آن مذهب است و وقتى از ضروريات دين يا بديهيات عقل نباشد ، احتمال خطا و اشتباه در آن مىرود .
امام عليه السّلام به هنگام ظهور شريفش ، اسلام واقعى را همانطور كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده پياده خواهد نمود ، چه موافق احكام مورد قبول مذاهب باشد و چه نباشد . امام عليه السّلام قوانين اسلامى جديدى را براى اصلاح جهان خواهد آورد تا دنيا را در آستانه پيشرفت و رشدى بىمانند قرار دهد . از اين رو شمارى از دانشمندان اهل سنّت در مناسبتهاى گوناگون تصريح كردهاند كه قوانين صادره از سوى مهدى عليه السّلام با هيچ كدام از مذاهب چهارگانه و جز آن ، مطابقت ندارد . ابن عربى دربارهء امام مهدى عليه السّلام مىنويسد :
( 3 ) به وسيله او ، مذاهب از روى زمين محو مىگردند و جز دين خالص و ناب باقى نمىماند . افرادى كه از مجتهدان تقليد و پيروى مىكنند با او به دشمنى برمىخيزند زيرا مىبينند كه او بر خلاف نظر مراجع تقليدشان ، حكم مىكند و فتوا مىدهد . « 1 »
( 4 ) درباره احكامى كه عيسى بن مريم عليه السّلام ( يار و مددكار امام مهدى عليه السّلام ) در دولت جهانى مهدوى به كار مىبندد ، سيوطى پرسشى را طرح كرده و مىنويسد : وقتى عيسى عليه السّلام طبق شريعت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حكم مىكند ، آيا در محدودهء يكى از مذاهب چهارگانه است و يا از روى اجتهاد خويش است ؟ « 2 »
اين سؤال عجيبى است و عجيب تر از آن ، اين است كه مىگويد « . . . در محدودهء يكى از مذاهب چهارگانه . . . » آيا واقعا سيوطى گمان كرده دين اسلام تنها منحصر در چهار مذهب است ؟ در حالى كه در ميان امت ، مجتهدان بسيار زيادى وجود دارد ؛ پس به چه دليل سيوطى مذاهب اسلامى را در چهار
هامش
( 1 ) . ابن عربى ، محى الدين ، همان ؛ ج 3 ، ص 327 .
( 2 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 280 .