عادل و كامل است .
( 1 ) همچنين مىتوان اين استدلال را به طور عكس مطرح نمود . بدين ترتيب كه از اين دو روش چشمپوشى كرده و از نو دربارهء حقيقت دينى كه امام به آن مىگرود طرح مسأله نماييم و بگوييم : امام مهدى عليه السّلام هم چنان كه در برنامهء كلى الهى وجود دارد طرح عادلانه و كاملش را در دولت جهانى پياده مىكند ، و اسلام همان طرح عادلانه و كامل است ؛ چنان كه در كتاب گذشته براى آن استدلال آورديم . « 1 » در نتيجه ثابت مىشود دينى كه امام پذيرفته و پياده مىنمايد ، اسلام است ؛ زيرا معقول نيست كه او اسلام را پياده كند امّا خود مسلمان نباشد . اسلام به طور فراگير و عادلانه اجرا نخواهد شد مگر آنگاه كه رهبر عالىاش مسلمان باشد ( چنان كه در فقه اسلامى ثابت گرديده است ) . اين استدلال را مىتوان در كنار دو روش گذشته ، به عنوان روش سوّمى در نظر گرفت . در اين صورت ما دو واقعيت خواهيم داشت :
الف ) دين او اسلام است .
ب ) اسلام طرحى عادلانه و كامل است .
( 2 ) كه با هر يك مىتوان بر ديگرى استدلال كرد و البته حقانيت هر دو را مىتوان با دلايل ديگرى نيز تحكيم و تأييد نمود . هنگامى كه معلوم شد امام عليه السّلام در روز موعود اسلام را پياده خواهد كرد ، مىتوان با مقايسه بين دولت آن حضرت و ساير دولتها به ثمرات و نتايجى رسيد . اين نتايج به طور كامل در بخش دوم خواهد آمد و در اينجا فقط برخى را به طور نمونه مىآوريم :
1 . اعتقاد به اسلام به عنوان يگانه دين جهانى ؛ همانطور كه پروردگار در قرآن كريم مىفرمايد :
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ
« 2 »
و هر كه جز اسلام ، دينى ديگر جويد هرگز از وى پذيرفته نشود .
( 3 ) زيرا اين دين ، وضع جهان را سامانى ديگر مىبخشد و مشكلات آن را حل مىنمايد و عدالت كامل را در آن مستقر مىسازد . البته اين يكسانسازى دينى ، تحت شرايط مشخصى پديد مىآيد كه خود حضرت مقدماتش را فراهم خواهد آورد . در بحثهاى آينده به اين موضوع خواهيم پرداخت .
2 . جهان در آينده با قانونى واحد اداره خواهد شد و بخشىنگرى در آن قانون و يا خروج از قلمرو آن مجاز نيست .
3 . يكى شدن دين و سياست ؛ هم چنان كه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و خلفاى نخستين چنين بوده است .
4 . تأسيس حكومت و نيز رشد و پيشرفت فردى و جمعى بر اساس احكام الهى ، و پايان عصر مكاتب و تئورىهاى مادى .
5 . پايان دادن به باور « حق تعيين سرنوشت » براى انسانها [ باورى كه مبتنى بر عقل خودبنيادانه
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمد ، همان ؛ ص 261 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 85 .