تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
دين اسلام مىباشد . ( 1 ) روش دوم : ارائه اخبارى كه امام مهدى عليه السّلام را پياده كنندهء دين اسلام معرفى مىكند . اين اخبار بر چند گونه است : 1 . اخبارى كه ايشان را از نسل پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و از امت و اهل بيت او مىداند . بىگمان هرگاه امام داراى اين ويژگىها باشد ، مسلمان نيز خواهد بود . در زير نمونه‌هايى از اين اخبار را مىآوريم : ( 2 ) ابو داوود ، نعيم بن حماد و حاكم از ابو سعيد نقل كرده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : المهديّ منّى . . . « 1 » مهدى از [ نسل ] من است . . . ( 3 ) احمد ، باوردى و ابو نعيم از ابو سعيد نقل كرده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : أبشّركم بالمهدىّ رجل من قريش من عترتى . . . « 2 » بشارت مىدهم شما را به مهدى كه مردى از قريش است و از خاندان من . . . ( 4 ) ابو داوود ، ابن ماجه ، طبرانى و حاكم از ام سلمه نقل كرده‌اند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : المهديّ من عترتى من ولد فاطمة « 3 » مهدى از خاندان من و فرزندان فاطمه است . ( 5 ) ابو نعيم از ابو سعيد و او هم از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : المهديّ منّا أهل البيت ، رجل من أمّتي . . . « 4 » مهدى از ما اهل بيت است . او مردى است از امت من . . . ( 6 ) احمد ، ابن ابى شبيه ، ابن ماجه و نعيم بن حماد از امام على عليه السّلام نقل كرده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : المهديّ منّا أهل البيت « 5 » مهدى از ما اهل بيت است . . . ( 7 ) ابن ابى شيبه ، طبرانى ، دارقطنى ، ابو نعيم و حاكم از ابن مسعود نقل كرده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : لا تذهب الدّنيا حتّى يبعث اللّه تعالى رجلا من أهل بيتى . . . « 6 » دنيا پايان نمىپذيرد مگر آن كه خداوند مردى از اهل بيت مرا برانگيزد . . . ( 8 ) طبرانى از ابن مسعود و او هم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه حضرتش فرمود : لو لم يبق من الدّنيا إلّا ليلة لملك فيها رجل من أهل بيتى . « 7 » اگر از دنيا فقط يك شب باقى مانده باشد ، خداوند مردى از اهل بيت مرا به حكومت مىرساند . ( 9 ) 2 . اخبارى درباره اينكه امام مهدى عليه السّلام بر امت اسلامى - به طور خاص - حكومت مىكند و در اين
هامش
( 1 تا 7 ) . السيوطى ، جلال الدين ، الحاوى للفتاوى ؛ ج 2 ، ص 124 .