از فرزندان خود امام مهدى عليه السّلام هستند . اين فرضيه روشنى است كه برخى از اين اخبار تأييدش مىنمايد و خبر ديگرى آن را نفى نمىكند .
( 1 ) تنها سؤالى كه باقى مىماند آن است كه آيا آنها پسران يكديگرند يا خير ؟ روايات در اين باره به ما كمكى نمىكند ؛ اما قرينهاى وجود دارد كه طبق آن ، آنها فرزند يكديگرند و ما آن را « زنجيره ولايت » نام مىنهيم ؛ زيرا هر وليّى كه در مرحله ما قبل عصمت قرار دارد ، نيازمند آمادگى ويژه و تربيت خاصى براى رسيدن به حكومت است . حق آن است كه همه افراد جامعه به شرط شايستگى و عدالت ، خواهند توانست حاكم را به بهترين صورت تربيت نمايند ولى شمارى از حقايق ، شيوهها و قوانين اجتماعى و مانند آن وجود دارد كه مخصوص حاكم است و به صورت خاص از سوى امام مهدى عليه السّلام به او به ارث مىرسد و ديگران به طور كلى از آن بىاطلاع هستند . تثبيت و كشف آن تعاليم براى حاكم جديد به گذشت زمان و نيز تلاش حاكم پيشين نياز دارد . اين امر معمولا جز در بين پدر و فرزند پديد نمىآيد و به سختى مىتوان آن را در بين - مثلا - پسر عموها جست .
بنابراين به گمان قوى ، ارتباط نسبى آنها به منظور حفظ زنجيره ولايى كه براى تربيت هر حاكمى لازم است ، حفظ مىشود .
( 2 ) پرسش پنجم : آيا انديشه « حكومت اولياى صالح » ، صرفا يك برداشت شيعى از مهدويت است يا با هر برداشت ديگرى از مهدويت نيز سازگار است ؟
اين انديشه ، به طور كامل با برداشت ديگرى كه معتقد است : « مهدى عليه السّلام ، مردى است كه در زمان خويش به دنيا خواهد آمد و زمين را از عدل و داد لبريز خواهد ساخت . » سازگار است و ارتباط مستقيمى با غيبت امام عليه السّلام در پيش از ظهور و اينكه او دوازدهمين امام از امامان شيعه است ، ندارد .
البته اين انديشه در ميان غير اماميه سند و دليلى ندارد و ما تا آنجا كه منابع روايى را كاويدهايم ، هيچگونه اشارهاى به دولت پس از مهدى عليه السّلام نيافتيم و بنابراين انديشمندان عامه در پذيرش اين انديشه ، مختارند .
( 3 ) پرسش ششم : آيا در عصر حكومت اولياى صالح ، احتمال نافرمانى و شورش وجود دارد ؟
پاسخ : بىترديد به مدد تربيت سازمان يافته مردم توسط حكومت و راهبرى آنان به سوى عدالت و كمال ، اين احتمال به تدريج رنگ مىبازد و زمانى كه جامعه به حد اقلى از عصمت دست يابد ، اين احتمال به طور قطع از بين خواهد رفت ؛ زيرا عصمت با عصيان و نافرمانى منافات دارد .
اكثريت قريب به اتفاق مردم جهان چنين خواهند شد و به دشوارى مىتوان پذيرفت كسى در آن زمان فكر شورش بر ضد حكومت يا تبليغ تفكرى باطل را در ذهنش بپروراند .
پرسشى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه آيا در اوايل حكومت اولياى صالح ، از اين شورشها و اعتراضات اثرى هست يا خير ؟
پاسخ : شكى نيست كه نظام حكومتى اولياى صالح ، از ضمانتهايى كافى براى غلبه بر دشمنان
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 559
مساهمون: حسن سجادپور
ص٥٥٩