شهرت آن هم چون آفتاب در نيمه روز است - دادم ، در آن شك و ترديد روا دارى . . . و چگونه مىشود مؤمنى كه به حقيقت امامان معصوم عليهم السّلام باور دارد ، به دويست حديث كه چهل و دو نفر از راويان مورد اعتماد و عالمان سرشناس در بيش از پنجاه كتاب خود آوردهاند ، با ديدهء ترديد بنگرد » .
( 1 ) بر اين سخن علامه اشكالاتى وارد است از جمله اينكه :
الف ) اجماع شيعه در موضوع رجعت براى عالمان اسلامى به طور كلى ثابت نشده است ، بلكه مورد اختلاف مىباشد . كسانى كه در ميان آنان اهل احتياطاند مىگويند : رجعت نه از اصول دين است و نه از فروع آن و اعتقاد به آن نيز واجب نيست بلكه بايد دانش آن را به خداوند سپرد . ولى عدهاى به استناد رواياتى كه علامه مجلسى ادعاى تواتر آنها را دارد ، معتقد به رجعت شده و آن را به عنوان يك اصل پذيرفتهاند ؛ در واقع نوعى باور عمومى - و نه اجماع - در نتيجه اين روايات پديد آمده است كه نبايد در حد يك « اصل مسلم » به آن بها داد .
( 2 ) ب ) بديهى است نقل روايت به خودى خود به معنى پذيرش محتواى آن از سوى روايتكننده آن نيست ؛ در نتيجه نمىتوان آن چهل راوى را در زمرهء معتقدان به رجعت به شمار آورد .
ج ) چهل و دو نفر راوى كه مجلسى آنها را بر شمرده است معاصر يكديگر نيستند . در حالى كه اگر اخبار رجعت از سوى چهل راوى در هر نسلى تا زمان معصومين عليهم السّلام روايت مىشد ، اين اخبار متواتر مىبود اما از سخن خود علامه مجلسى پيداست كه همهء راويان اخبار رجعت از همهء نسلهاى اسلامى تا عصر او ، بيشتر از چهل و اندى نيست ؛ در نتيجه ميانگين راويان اخبار رجعت در هر نسلى حدود يازده نفر است و اين براى تواتر كافى نيست .
د ) هويت نويسندگان تعدادى از كتابهايى كه مجلسى از آنها ياد كرده معلوم نيست به دليل آن كه يا از طريق كاملا درستى به دست ما نرسيده ، يا اينكه اساسا روايت آن از مؤلفش ضعيف مىباشد ؛ مانند تفسير على بن ابراهيم .
( 3 ) ه ) همهء رواياتى كه اينان نقل كردهاند ، مفهومى صريح و روشن ندارد . برخى از آنها اصلا دلالتى بر رجعت ندارد . برخى نيز بر رجعت به معنى عام آنكه مشترك بين معانى سهگانهء پيش گفته است ، دلالت مىكند و . . . در اين صورت تواتر ادعا شده ، مفهوم مشخصى ندارد . اين بدان معنى است كه اين اخبار بر مدلول مشخصى تواتر ندارند . بنابراين سخن مجلسى براى اثبات تواتر اين روايات ، دست كم داراى نوعى مبالغه است .
( 4 ) اينك به اشكالاتى كه به اين روايات شده است مىپردازيم و مهمترين آنها را مىآوريم :
اشكال نخست : مضامين اين روايات ، بسيار مختلف و پراكنده بوده تا آنجا كه تقريبا نمىتوان در ميان آنها دو خبر با مضمونى همسان را يافت . مضامين اين روايات را در زير دستهبندى نمودهايم :
1 - بازگشت مؤمنان خالص و كافران محض .
2 - بازگشت همهء مؤمنان ( آن كه مرده است بازمىگردد تا شهيد شود و آن كه شهيد شده است بازمىگردد
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 545
مساهمون: حسن سجادپور
ص٥٤٥