پيش از ظهور به وقوع مىپيوندد . به عبارت ديگر با تحقق اين دو امر ، روز موعود هم با تمام شرايطش پديدار خواهد شد . امّا اطلاع مردم از وقوع يا عدم وقوع آن ، جز در هنگام ظهور امكانپذير نخواهد شد ؛ در نتيجه فقط امام مهدى عليه السّلام است كه از تحقق اين دو شرط آگاه مىگردد .
( 1 ) اين دو شرط ، تقريبا در سير تدريجى خود و رسيدن به هدف مطلوب ، با يكديگر دوشادوش هستند .
البته چنين نيست كه اين دو شرط ، قابل ارتقا نباشد ؛ زيرا امت مىتواند از جهت عقلى و ايمانى ، همواره در حال پيشرفت و ترقى باشد . همچنين براى اين دو شرط ، حد اقلى هم هست كه با تحقق آن ، بىترديد روز موعود چهره خواهد نمود و رشد و بالندگى افزونتر امت در دو ساحت تعقل و ايمان در زمان پس از ظهور ادامه خواهد يافت . اما اگر فرض شود كه در دورهاى از زمان ، رشد يكى از آن دو شرط ، سريعتر از ديگرى باشد و زودتر به حد اقل مطلوب برسد ؛ مانند رشد فكرى و عقلى كه معمولا سريعتر از رشد ايمان و اخلاص و نيروى اراده است ، در اين صورت خدشهاى به مطلوب ما وارد نخواهد شد ؛ زيرا رشد فكرى هيچگاه فرو كاسته نمىشود و فقط بايد منتظر ماند تا حد اقل افراد براى تشكيل سپاه فاتح جهان فراهم آيند و در آن هنگام ، قابليتهاى عقلى امت نيز از مرز حد اقل فراتر رفته و به آستانهء ثبات و تحكيم مىرسد . « 1 »
( 2 ) همچنين اگر فرض شود كه رشد اخلاص و ايمان ، سريعتر از رشد عقلى باشد باز اشكالى پديد نمىآيد ، اگر نگوييم كه اين حالت براى روز ظهور پرسودتر است .
هرگاه اين دو شرط حاصل شود ، تمام شرايط لازم در يك زمان گرد آمده است و در نتيجه ، آن طرح و ايدهء كامل در قالب مكتب اسلام در ميان بشريت پديدار خواهد شد و امت نيز به مدد آموزههاى آن به خوبى و شايستگى تربيت شده ، قابليت آن را پيدا خواهد كرد كه قوانين جديدى را كه در آستانه صدور در روز موعود مىباشد ، درك نمايد . « 2 »
( 3 ) در اين زمان رهبرى جهان در شخص امام مهدى عليه السّلام تحقق مىيابد به نحوى كه با فهم اماميه و غير اماميه سازگار مىباشد . همچنين تعداد كافى از سربازان صالح براى فتح جهان و نشر صلح و عدالت در اقصى نقاط آن ، آماده و مهيا مىشود . عامل مهمى كه مددكار آنان براى موفقيت در نهضت جهانى خواهد بود ، بر ملا شدن نقاط ضعف تجربههاى بشرى و قوانين خود بنياد انسانى و نااميدى آدميان از راهحلهاى متفكران غير الهى مىباشد . « 3 »
( 4 ) هنگامى كه اين شرايط گرد آمد ، تحقق وعدهء الهى حتمى خواهد شد ؛ زيرا تخلف از وعده و نقض غرض در حكمت الهى محال است . پس زمان ظهور ، موكول به گرد آمدن اين شرايط است .
ممكن است چنين به نظر رسد اين مطالب با برخى روايات شيعى كه تعيين وقت ظهور را نفى
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 265 .
( 2 ) . همان ؛ ص 261 .
( 3 ) . همان ؛ ص 249 و صفحات ديگر .