پس از ملاقات آن دو بزرگوار ، زمان نماز فرا مىرسد ؛ امام عليه السّلام به رسم احترام از او مىخواهد كه امام جماعت شود ؛ اما مسيح عليه السّلام نمىپذيرد و مىگويد : « امت اسلامى پيشوايى از خودش مىخواهد » و از آنجا كه عيسى عليه السّلام پيامبر دين ديگرى است ، سزاوار نيست كه امام جماعت مسلمانان شود . لذا از امام عليه السّلام عذر خواهى مىكند . سپس حضرت صاحب الامر عليه السّلام نماز را اقامه كرده و عيسى عليه السّلام به او اقتدا مىنمايد .
( 1 ) در آن زمان ، فرصت مناسبى براى نبرد با كافران و منحرفانى كه تحت عنوان « يأجوج و مأجوج » قد برافراشتهاند ، به وجود مىآيد . رهبرى انقلاب جهانى در دستان با كفايت امام مهدى عليه السّلام قرار دارد و فرماندهى لشكريان مهدوى ، بر عهدهء مسيح است . از اين رو در روايات ، نابودى يأجوج و مأجوج و نيز كشتن دجال ، به عيسى بن مريم منسوب شده است . علاوه بر اين ، اخبارى نيز دربارهء كشتن دجال به دست امام مهدى عليه السّلام وجود دارد « 1 » كه هر دو نسبت درست مىباشد زيرا مسيح و مهدى عليهما السّلام در كارها و اهدافشان يگانهاند . اين زنجيره حوادث را مىتوان با برداشت كلى كه از رويدادهاى گذشته داشتيم ادغام نمود ، سپس آنها را با برنامه كلى الهى براى دوران قبل و بعد از ظهور ، مرتبط ساخت . در اين صورت نتيجه زير به دست مىآيد :
( 2 ) دجال شخص نيست بلكه نمادى است از اوج شكوفايى و فريبندگى تمدن مادى و پر معلوم است كه نمىتوان با كشتن يك فرد ، به عمر اين تمدن پايان داد ؛ بلكه اين كار نيازمند تلاش فراگير فكرى و نظامى در عرصه جهانى است . اين كار به طور اصولى بر عهده حضرت ولى عصر عليه السّلام كه فرمانده عالى قيام جهانى است قرار دارد و از اين روست كه در روايات آمده او دجال را خواهد كشت و اين سخن منافاتى با اينكه شخصى از ياران آن حضرت براى كشتن دجال مأمور شود ، ندارد . بدين ترتيب درست خواهد بود كه كشتن دجال را به امام عليه السّلام نسبت دهيم همانطور كه مىتوان آن حضرت را مسيح مصلح جهان دانست .
( 3 ) به طور كلى از روايات استفاده مىشود كه عيسى عليه السّلام پس از ظهور و قبل از استقرار دولت جهانى از آسمان فرود خواهد آمد ؛ يعنى درست زمانى كه امام عليه السّلام در حال جنگ با كافران و منحرفان و گشودن سرزمينهاست . البته رواياتى نيز وجود دارد كه از بيعت مسيح عليه السّلام با حضرت حجت عليه السّلام در مسجد الحرام خبر مىدهد ، ولى قابل اثبات تاريخى نيست .
( 4 ) اين است معناى سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : « مهدى عليه السّلام در ميانهء اين امت و عيسى عليه السّلام در آخر آن قرار دارد » زيرا او پس از ظهور مهدى عليه السّلام فرود مىآيد و پس از رحلت امام عليه السّلام زنده خواهد ماند . پس به طور مجازى مىتوان گفت كه او در آخر امت است .
( 5 ) مسيح عليه السّلام پس از فرود آمدنش از آسمان با يأجوج و مأجوج كه از سد عبور كردهاند ، درگير خواهد شد . پيشتر دانستيم اين دو نماد تمدن مادى هستند كه داراى دو شاخه اصلى در ميان
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصافى الگلپايگانى ، لطف اللّه ، همان ؛ ص 480 .