بشريتاند . مسيح عليه السّلام در روند فتح جهانى مسئوليت نبرد با آنها و نابوديشان را بر عهده دارد . قبلا در اين باره به طور مبسوط سخن گفتهايم .
( 1 ) همچنين از اين روايت استفاده مىشود خروج يأجوج و مأجوج ، پس از فرود آمدن عيسى عليه السّلام و ظهور امام مهدى عليه السّلام خواهد بود ، ولى اين مطلب با برداشت گذشته ما همخوانى ندارد ؛ زيرا تمدن مادى ( يأجوج و مأجوج ) پيش از ظهور وجود دارد و دلالت آن خبر بر تأخير خروج يأجوج و مأجوج از فرود آمدن عيسى عليه السّلام ، صحيح نيست چون در آن آمده است پس از ملاقات عيسى عليه السّلام با آن مؤمنان صالح ، خداوند از شورش يأجوج و مأجوج به او خبر مىدهد « در اين حال خداوند به عيسى وحى مىكند : بندگانى را پديد آوردهام كه دست كسى به كشتن آنها نمىرسد » بىترديد اين به معناى آن نيست كه خداوند فرموده باشد هم اينك آنها سر به شورش برداشتهاند ، بلكه صرفا رساندن خبرى به عيسى عليه السّلام است كه در پى بىآن به همراه امام مهدى عليه السّلام و يارانش به جنگ يأجوج و مأجوج بروند و عمليات فتح جهان را آغاز نمايند .
( 2 ) سپس امام عليه السّلام ميراث پيامبران گذشته را به شكل واقعى آن كه هر پيامبرى در منطقه خود در زمين پنهان ساخته ، كشف مىنمايد . مانند : تابوت آدم عليه السّلام ( صندوقى كه نوشتههاى دينى و احكام و قوانين در آن حفظ مىشده است ) ، عصاى موسى ، تورات ، زبور ، انجيل و ديگر كتابهاى آسمانى . امام مهدى عليه السّلام و مسيح عليه السّلام با پيروان آيينهاى آسمانى به وسيله همين ميراث و كتابها ، به بحث و مناظره مىپردازند ؛ در نتيجه گروه بسيارى اسلام مىآورند و بقيه نيز زير چتر حمايتى حكومت اسلام قرار گرفته و هم چون زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جزيه مىپردازند تا با گذشت زمان به تدريج اسلام را بپذيرند .
در آن زمان « نزاع و كشمكش و كينهورزى و حسادت از ميان مىرود » و بشريت بىنياز مىگردد .
« مردم براى دريافت اموال دعوت مىشوند اما كسى نمىپذيرد » .
آنچه تا اينجا آورديم مضامين كلى روايات بود اما جزئيات آنها را در محورهاى بعدى پىخواهيم گرفت .
( 3 )
محور چهارم : برخى ويژگىهاى عيسى بن مريم عليه السّلام
الف ) بنابر قول مشهور در ميان مسلمانان و نيز رواياتى كه در منابع اماميه و اهل سنت آمده است ، يهوديانى كه قصد كشتن عيسى عليه السّلام را داشتند به اشتباه فرد ديگرى را به قتل مىرسانند و خداوند نيز عيسى عليه السّلام را به آسمانها مىبرد . . .
اينك در پى بىآن نيستيم تا به اثبات اين مطلب بپردازيم ؛ زيرا از مجموع آيات قرآن اين مطلب را به صراحت در نمىيابيم . به هر روى بايد توجه داشت آمدن مسيح به همراه امام مهدى عليه السّلام به طور مشخص اين برداشت را تأييد نمىكند ؛ بلكه خداوند مىتواند به قدرت خويش او را بازگرداند و ديگر تفاوتى نمىكند كه زندگى زمينى پيشين او چگونه خاتمه يافته است .
ب ) فلسفه طول عمر مسيح عليه السّلام