( 1 ) به نظر مىرسد موارد زير حكمت عمر طولانى او را تا حدودى روشن سازد :
1 - هر پيامبرى ويژگىهاى منحصر به فردى دارد ؛ به عنوان مثال موسى عليه السّلام ده روز كامل با خداوند سخن گفته است . عيسى عليه السّلام نيز بدون پدر زاده شده ، مردگان را زنده ساخته و به آسمان بر رفته است .
2 - اين رويداد ، دليلى بر حقانيت غيبت امام مهدى عليه السّلام مىباشد ؛ از آنجا كه مسيح عليه السّلام نهصد سال پيش از ولادت حضرت مهدى عليه السّلام به دنيا آمده و بنابر قول مشهور ( زنده بودن مسيح ) ، امكان زنده ماندن آن كه از او كوچكتر است ، وجود خواهد داشت . حكمت زنده ماندن خضر عليه السّلام كاملا اين گونه است زيرا عمر او از عمر مسيح و مهدى عليهما السّلام بيشتر است چون قبل از آنان به دنيا آمده است . در نتيجه وقتى او مىتواند روزگارى دراز عمر كند ، به طريق اولى امكان ماندگارى شخصى ديگر به مقدارى كمتر از او وجود دارد و اگر مسيح عليه السّلام در آسمان زندگى مىكند خضر عليه السّلام بيش از دو هزار سال است كه در زمين مىزيد ؛ كاملا شبيه مهدى عليه السّلام .
3 - تكامل مسيح در اين دوره طولانى ؛ مقصود همان تكاملى است كه نامش را « تكامل پس از عصمت » ناميديم و در كتاب گذشته آن را براى امام مهدى عليه السّلام ثابت كرديم . « 1 » اين تكامل از رهگذر زندگى بلند مدت و معاشرت با نسلهاى فراوانى از بشر حاصل مىشود . همين طور درباره مسيح نيز مىتوان گفت عمر دراز او كه در ملكوت اعلى سپرى شده و مشاهدات وى از عظمت ، حكمت و عدالت پروردگار در آن عالم ، بالاترين كمالات را براى او فراهم مىآورد و او از اين نعمت الهى براى ادارهء جامعه عدل جهانى بهره خواهد برد ؛ هم چنان كه مهدى موعود عليه السّلام نيز از تكامل والايش سود خواهد برد . در اين صورت چه شگفتانگيز خواهد بود رهبرى پيشرو جهانى كه حاصل اين دو تكامل مهم است .
ج ) فلسفه مشاركت مسيح عليه السّلام در دولت عدل جهانى
( 2 ) تأثيرگذارى مسيح عليه السّلام در دولت جهانى و پس از آن در برنامه الهى براى پس از ظهور را مىتوان چنين خلاصه كرد :
1 - يهوديان و مسيحيان كه جمعيت فراوانى هستند به او ايمان مىآورند . اين در زمانى است كه برايشان ثابت شود او عيسى پسر مريم است و انجيل و تورات واقعى آنست كه او مىگويد ، نه آنچه كه نزد آنهاست و ملكوت خدا كه او در دورهء پيامبرىاش به آن بشارت داده بود بر روى زمين و در قالب دولت عدل جهانى عملا تحقق يافته است . همه اهل كتاب در عصر ظهور به او ايمان خواهند آورد . در قرآن كريم مىخوانيم :
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ
« 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 504 به بعد .
( 2 ) . سورهء النساء ( 4 ) ، آيهء 159 .