( 1 ) بر اين اساس خود اين احتمال ، دو ديدگاه ديگر را پديد مىآورد :
1 - منجى جهان ، مسيح فرزند مريم مىباشد و در واقع مهدى نيز هموست .
2 - منجى جهان همان مهدى مسلمانان است و اگر مىگوييم مسيح ، مقصودمان مهدى فرزند پيامبر اكرم است .
براى هر يك از اين ديدگاهها دلايلى وجود دارد كه در زير مىآيد .
( 2 ) دلايل ديدگاه اول الف ) عيسى يا همان يسوع ناصرى ، به گفته انجيل و قرآن كريم و بنابر تبادر ذهنى ، همان مسيح است و وقتى نام مسيح را مىشنويم ، جز عيسى بن مريم كس ديگرى به ذهن تبادر نمىكند .
مسيح نام خاص عيسى بن مريم عليه السّلام نبوده بلكه به دليل آن كه او منجى جهانى است ، ملقب به اين نام شده است ؛ زيرا از واژه مسيح ، مفهوم منجى برداشت مىشود . « 1 » هم از اين روست كه داوود عليه السّلام و نيز شائول به اميد آن كه شايد منجى جهان باشند ، ملقب به مسيح شدهاند . « 2 »
اما زمانى كه عيسى بن مريم عليه السّلام به دنيا آمد ، بىهيچ معارضى صفت « مسيح » به او اختصاص يافت . اين مطلب به طور كاملا روشنى از انجيل و قرآن كريم بر مىآيد و به اعتراف اين دو كتاب ، مسيح يگانه منجى جهان مىباشد .
ب ) برخى از اناجيل به طول عمر مسيح و آمدن او در آخر الزمان مژده دادهاند . روايات اسلامى نيز در اين بشارت همداستان انجيل مىباشند تا آنجا كه گويى اين موضوع از بديهىترين مشتركات بين مسيحيت و اسلام است .
اناجيل به طور مبسوط به نزديك شدن زمان آمدن ملكوت خدا كه همان روز عدل موعود جهانى است ، مژده دادهاند . از آن سخنان بر مىآيد ملكوت خدا در آخر الزمان فرود مىآيد تا عدالت را پياده سازد و بنابراين اوست كه عدالت جهانى را تحقق خواهد بخشيد .
ج ) روايت « لا مهدىّ إلّا عيسى بن مريم » به صراحت احتمال اول را تأييد مىكند و يگانه منجى را همين پيامبر مىداند و چه بسا اين خبر به ما مىگويد كه مسيح همان كسى است كه در ميان مسلمانان به مهدى نامبردار است .
به زودى اين دلايل سهگانه را به بوته نقد خواهيم نهاد .
( 3 ) دلايل ديدگاه دوم مسيح همان مهدى مسلمانان است و قبل و بعد از او و نيز در زمان او ، شخص ديگرى كه شايسته
هامش
( 1 ) . ر . ك : سموئيل دوم : 19 / 21 و 23 / 1 و جز اينها .
( 2 ) . ر . ك : سموئيل اول : 24 / 6 ، 26 / 16 و 26 / 25 و جز اينها .