مىشود و مىكوشد آن را برگرداند . »
اين دو تصوير كه در روايات آمده است ، به صراحت از بىنيازى مالى همه افراد آن جامعه سخن مىگويد . فراوانى پول ، طلا ، نقره و كانهاى قيمتى ، موجب بىرغبتى مردم به آنها مىشود .
گذشته از اينها ، برخى از اين روايات پرسشهايى را بر مىانگيزد كه مناسب است آنها را طرح كرده و سپس به جستجوى پاسخ برآييم :
( 1 ) پرسش نخست : علت فراوانى ثروت در دست افراد و دولت ، در حكومت مهدوى چيست ؟
براى پاسخ به اين پرسش ، چند احتمال را مىتوان مطرح ساخت :
الف ) اين ثروت فراوان از راه معجزه و به بركت وجود امام عصر عليه السّلام و دعاى آن بزرگوار به وجود آمده است . اما اين احتمال ، اشكالاتى را بر مىانگيزد كه دو مورد آن را بيان مىنماييم :
1 - اين امر بر خلاف قانون معجزات است زيرا هرگاه بتوان از راه طبيعى به چيزى دست يافت ، نمىتوان براى آن سببى اعجازى در نظر گرفت و به روشنى مىتوان دريافت كه امكان گرد آمدن ثروت از راه طبيعى ( همانطور كه در دو احتمال بعدى مىآيد ) وجود دارد .
2 - سياق عمومى اين روايات ، عدالت سازمان يافته و نظم در كارها را سبب توليد اين ثروت بىكران مىداند و بديهى است فرض معجزه ، با اين سياق منافات دارد ؛ زيرا اگر مصلحت اقتضا نمايد ، معجزه مىتواند در ظالمانهترين و فاسدترين نظامها نيز پديد آيد و به تعبير ديگر در آن صورت توليد ثروت ، ثمره معجزه خواهد بود و نه ميوهء حكومتى عادلانه . در حالى كه اين مطلب ، خلاف ظاهر روايات است . بنابراين ، احتمال نخست درست نيست .
( 2 ) ب ) طرحهاى دولت مهدوى در بخشهاى كشاورزى ، صنعت ، معادن و ساير بخشها ، موجب ازدياد ثروت در دست دولت و افراد خواهد شد .
با انجام اين طرحها و پروژهها ، دولت جهانى به خود كفايى خواهد رسيد بلكه حتى در بخشهايى با توليد مازاد بر نياز روبرو خواهد شد و حجم بسيار زيادى پول و ثروت بدون وجود محلى براى هزينه كردن ، به دست مىآيد ؛ زيرا محلهاى هزينه - هر چند هم فراوان باشد - بستگى به تقاضاى بيشتر دارد و زمانى كه دولت يكپارچه باشد امنيت برقرار است ، بين همه انسانها برادرى وجود دارد ، و نيازهاى درجه اول و دوم و تربيتى همگى برآورده شده است و ديگر تقاضاى افزون از نياز منتفى مىشود و ثروت مازاد ، بدون محل مصرف معين باقى خواهد ماند .
( 3 ) آرى ، ممكن است اين ثروت ذخيره شده براى كمكرسانى به مردم مناطق آسيبديده از بلاياى طبيعى ؛ هم چون : سيل ، زلزله ، بيماريهاى واگير و . . . صرف گردد ، ولى نسبت وقوع اين حوادث ، بسيار كمتر از نسبت ازدياد ثروت و پول مىباشد .
در نتيجه اين احتمال درست بوده و مىتوان آن را پذيرفت .
( 4 ) ج ) دولت جهانى امام زمان عليه السّلام با در اختيار گرفتن بانكهاى بزرگ جهان به ثروت بىكرانى
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 479
مساهمون: حسن سجادپور
ص٤٧٩