( 1 ) بدين ترتيب ، دليل اين استفهام انكارى ( ما تستعجلون بخروج القائم عليه السّلام ؟ ! . . . ) هم چنان در هالهاى از ابهام باقى مىماند .
براى پاسخ به اين اشكال ، نخست بايد مخاطبان سخن امام صادق عليه السّلام را شناخت . بدون شك مخاطبان آن حضرت ، كسانىاند كه از ستم و بيداد امويان و عباسيان در شرايط عذابآورى قرار داشته و بىصبرانه چشم به راه ظهور بودهاند تا از آن همه بيداد و نامردمى رهايى يابند ، نفس راحتى بكشند و خوشبختى و رفاهشان تأمين گردد . اينان خود به دو دسته اصلى تقسيم مىشوند : نخست ، نزديكان امام عليه السّلام و شاگردان آن حضرت كه در علم و ايمان پيشرو مىباشند . دوم ، مردمانى كه دوستدار امامان معصوم عليهم السّلام هستند .
هر يك از اين دو دسته تعجيل در ظهور را آرزومندند و خطاب حضرت صادق عليه السّلام مىتواند هر دو را در بر گيرد ؛ در نتيجه متناسب هر دسته بايد پاسخى را فراهم آورد .
( 2 ) دسته نخست : اگر فرض نماييم آرزوى آنها عملى گردد و حضرت بقية اللّه عليه السّلام ظهور فرمايند ، از آن رو كه آن حضرت جز اينان كس ديگرى را ندارد ، همينان را امير مناطق مختلف جهان قرار خواهد داد و وقتى چنين شد ، آنها نيز مشمول همان روش زاهدانه مىگردند . در اين صورت مقصود آنها از تعجيل در ظهور حاصل نمىگردد و در نتيجه اين استفهام انكارى كاملا جدى خواهد بود زيرا امام عليه السّلام از مقصود آنان كاملا آگاه است .
( 3 ) دسته دوم : افراد معمولى در آن دوره ، به دليل ايمان ساده و دانش نسبى و نيز به دليل نگذراندن دورههاى درازمدت آزمون و امتحان ، خود را داراى ايمانى كامل و دركى ژرف مىپندارند و انتظار دارند كه اگر امام عليه السّلام ظهور فرمايد ، آنان را گرامى داشته و به خود نزديك نمايد و . . . در اينجا همان چيزى روى مىدهد كه در مورد دسته نخست بيان گرديد .
اگر امام عليه السّلام آنها را افرادى معمولى به شمار آورد ، آنها به طور طبيعى به رفاه و آسايش خواهند رسيد اما ديگر نبايد انتظار نزديكى به امام عليه السّلام را داشته باشند .
ولى اگر توقع داشته باشند كه به امام عليه السّلام نزديك شوند و از خواص ياران او محسوب گردند و حضرت نيز در حق آنها چنين مرحمتى فرمود ، توقع ديگرى برايشان پيش مىآيد و آن اينكه امام عليه السّلام آنها را حاكم يكى از مناطق جهان سازد . در اين صورت نيز آنها بايد دندان طمع رفاه و آسايش را از بيخ بركنند . پس در اينجا نيز منافع شخصى آنها قربانى مىگردد و بنابراين كاملا جا دارد كه امام صادق عليه السّلام اين استفهام انكارى را مطرح فرمايد .
( 4 ) مقصود اصلى حضرت صادق عليه السّلام از طرح اين پرسش آن است كه آرزومندان ظهور ، اساسا نبايد از زاويه منافع شخصى به اين رويداد مقدس بنگرند بلكه بايد آن را فرصتى تاريخى براى اجراى عدالت جهانى و تحقق غرض الهى از آفرينش قلمداد نمايند . در غير اين صورت انتظار مىرود كه منافع شخصى آنان هرگز تحقق پيدا ننمايد .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: حسن سجادپور
ص٤٧٣