تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
ضمير در « يده » يا به خداوند بر مىگردد و يا به قائم عليه السّلام و در هر دو حال اين سخن كنايه از بخشندگى و مهربانى ، يا قدرت و تسلط مىباشد و اين دومى احتمالش بيشتر است . « 1 » ( 1 ) ولى به نظر ما اين جمله كنايه از تربيت امت اسلامى توسط امام قائم عليه السّلام مىباشد و تعبير از سرها ( رءوس ) به آن دليل است كه مردم سر را مركز خرد و انديشه مىدانند و دست بر سر نهادن ، كنايه از اقناع و تربيت است و فرقى نمىكند كه خداوند مربى باشد و يا مهدى عليه السّلام زيرا قانون مهدوى همان قانون خداوند است و تربيت او ، آيت تربيت پروردگار بلند مرتبه مىباشد . بدين ترتيب نتيجه طبيعى و مطلوب تربيت كه عبارت از گرد آمدن عقل‌ها و تكامل انديشه‌هاست ، به بار مىنشيند . ( 2 ) منظور از گرد هم آمدن عقل‌ها توافق بر عقيده‌اى واحد و برنامه قانونى واحد مىباشد ، آن طور كه به سختى مىتوان تصور كرد بين دو نفر كه در تفكر كلى دولت جهانى مهدوى ذوب شده‌اند ، اختلافى در گيرد . به ويژه زمانى كه امت و بشريت به درجه‌اى از كمال برسند كه افكار عمومى آنها « معصوم » گردد و همنوايى و اتفاق در كارها بسيار آسان گردد . مراد از تكامل انديشه‌ها ( تكامل الاحلام ) رشديافتگى هر چه بيشتر انسان‌هاست . اين تعبير به جنبه خيرخواهانه انسان بازمىگردد . همان جنبه‌اى كه نخستين مرحله آن ، عدالت فردى و بالاترين مرحله‌اش « عصمت » است كه جامعه بشرى سر انجام به آن خواهد رسيد . ( 3 ) اين نتيجه در هر دو جنبه علمى و روانى ، موجب پديد آمدن بينش و بيدارى در دولت و جامعهء مهدوى مىشود ؛ همان بينشى كه گفتيم درك ژرفاى آن جز براى كسانى كه در آن عصر زندگى مىكنند ممكن نيست و ما اينك تنها عناوين كلى آن را مىشناسيم . ( 4 ) پس دست نهادن بر سر بندگان خدا ، نه به معنى حقيقى آن است و نه به معنى لطف و رحمت است و نه به معنى تسلط مالكانه ؛ زيرا هر يك از اينها به تنهايى موجب رشد افكار و گرد آمدن خردها نمىشود بلكه به معنى تربيت و اعتلاى انديشه‌ها و افكار و عواطف انسان‌هاست . مراد از اين فراز حديث : « قرآن همانطور كه نازل شده » ( القرآن كما أنزل ) ، معانى واقعى قرآن است كه ياران امام مهدى عليه السّلام به مردم خواهند آموخت . ( 5 ) به طور طبيعى در آن روزگار قرآن همانطور كه نازل شده عرضه خواهد شد ؛ زيرا در روايات آمده است مهدى عليه السّلام اسلام جديدى را خواهد آورد ، يعنى همان اسلامى كه پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله آورده است . وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنزيل قرآن بوده است و وظيفه مهدى عليه السّلام تأويل و پياده ساختن مفاهيم آن . و بىترديد يكى از عناصر اين تأويل ، فهماندن مقاصد واقعى قرآن به مردم و فرهنگ‌سازى و الا از طريق امام مهدى عليه السّلام و سپس ياران آن بزرگوار مىباشد . ( 6 ) آن « مثانى » كه در دست ياران مهدى عليه السّلام است در قرآن كريم آمده است :
« وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ
هامش
( 1 ) . به نقل از : الصافى الگلپايگانى ، لطف اللّه ، همان ؛ ص 483 .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 460 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر