( 1 )
فصل ششم روشهاى تربيتى امام عليه السّلام
در آغاز اين فصل بايد به دو نكته اساسى توجه نمود :
1 - اين بحث به دليل عدم اطلاع از جزئيات آن ، بحثى اجمالى خواهد بود ؛ زيرا بررسى همه جانبه آن نيازمند آگاهى كامل از عمق بينش و بصيرتى است كه امام مهدى عليه السّلام در سراسر جهان پديد مىآورد . در نتيجه تفصيل اين بحث در عصر ظهور مشخص مىگردد . و ما در اينجا تنها به طرح عناوين كلى و روشهاى قابل دركى كه مطابق با اصول كلى اسلامى است ، بسنده مىنماييم .
2 - به رغم مجمل بودن بحث ، برخى ابعاد آن در لابهلاى اصول كلى اسلامى و روايات آمده است تا حدودى مىتواند نقاط تاريك اين بحث را آشكار نمايد .
در اين فصل دو محور را مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم : 1 - روشهاى كلى تربيت امت اسلامى در عصر ظهور . 2 - نتايج و رهآورد اين تربيت يا آن سطح فرهنگى و ايمانى كه امت مىتواند در نتيجه تربيت مهدوى به آن برسد .
( 2 ) محور اول : روشهاى كلى تربيت
اگر بتوانيم تصوير درستى از انگيزهها و علل انحراف در جامعهء پيش از ظهور ارائه نماييم ، توانست آن روشهاى تربيتى را بشناسيم . اين علل به طور كلى عبارتند از :
1 - فرهنگسازى ضد دينى از سوى دولتها براى به انحراف كشاندن نسلهاى رو به رشد در مدارس و دانشگاهها و نيز رسانههاى ارتباط جمعى .
2 - اعمال فشار از سوى حكومتها براى وضع و اجراى قوانين مخالف با عدالت اسلامى .
3 - نياز مالى به طور عام و رقابتهاى سودجويانه به طور خاص كه باعث مىشود فرد براى رسيدن به ثروت به هر كارى دست بزند .
4 - رقابتهاى كور اجتماعى و تجملگرايى در مسكن و لباس و اسراف در خوراك و نيز استفاده از امكانات مدرن به دليل راحت طلبى و فخرفروشى .