است ؛ و همهء اينها نتيجه شكست و سرافكندگى او در آزمونها و ابتلائات الهى است .
( 1 ) اما مدارس و مراكز آموزش عالى ، نهادهايى براى تربيت فرد و فرهيختگى او به شيوهاى حق مدار مىباشند ، تا ارتباط محكم بين هستى ( از لحاظ آفرينش و قانونگذارى ) و خالق آن را تبيين نمايند و انسانها را در اين راه به حركت در آورند . كوتاه سخن آن كه شيوههاى موجود در مراكز آموزشى هر چند از لحاظ روش علمآموزى قابل توجه مىباشد اما از نقطه نظر اعتقادى و بينشى هرگز قابل قبول نيست . همچنين در دولت عدل جهانى بىحجابى زنان و جلوهنمايى غير اخلاقى آنان ممنوع مىباشد ؛ اما همه اينها مانع از آن نخواهد شد كه زنان مدارج والاى علمى را طى نمايند .
آنها مىتوانند براى بر آوردن نيازهاى مشروع خويش در متن اجتماع حضور يابند . البته در دولت جهانى ، قوانينى در خصوص ارتباط اجتماعى زنان و مردان تدوين خواهد شد .
فاصله طبقاتى در جامعه مهدوى رخت بر مىبندد ، چه همانطور كه خواهيم گفت آن دولت براى همگان با گشادهدستى فرصتهاى كارى ايجاد مىنمايد و همگان از كمكها و بخششهاى آن بهره خواهند برد . در آن دولت تبعيض نژادى وجود ندارد بلكه همهء انسانها در عقيده و هدف ، برابر و برادرند و تفاوتى بين آنها جز در كمالات حقيقى نيست . به زودى از ثمرات مهم و گسترده موارد گفته شده سخن خواهيم گفت و رواياتى را در اين باره خواهيم آورد . در ادامه بحث ، در چارچوب اصول شناخته شده به بررسى اين موضوعات خواهيم پرداخت .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: حسن سجادپور
ص٤٠٠