تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
( 1 ) احزاب كنونى جهان را مىتوان دو گونه بررسى نمود : 1 - تقسيم‌بندى كلى احزاب ؛ افراد اجازه دارند هر ديدگاه و عقيده‌اى داشته باشند و از هر انديشه‌اى دفاع كنند . بر اين اساس احزاب - به طور مثال - به چپ و راست و جز آنها تقسيم مىشوند . 2 - انشعاب در درون يك حزب و جناح خاص ، مانند اختلاف در درون بلوك سرمايه‌دارى كه با وجود اشتراك در اصول ، در برخى جزئيات با يكديگر اختلاف دارند . ( 2 ) دسته‌بندى اول در دولت امام مهدى عليه السّلام وجود نخواهد داشت ؛ زيرا اگر شخصى رويكردى كاملا مخالف با برنامه عدالت محور آن دولت داشته باشد ، شايسته قتل مىباشد . و پيشتر هم گفتيم سرنوشت هر منحرف كژپويى در دولت حضرت ولى عصر عليه السّلام كشته شدن است . دربارهء دسته‌بندى دوم بايد گفت در ميان اصول كلى و شناخته شده ، دليلى براى مخالفت با آن وجود ندارد ؛ زيرا رشد و تربيت بشر به طور معمول مبتنى بر رقابت است و رسيدن به حقيقت در بيشتر موارد برخاسته از مناظره و بحث آزاد مىباشد ؛ البته برنامه كلى الهى براى دوران پيش از ظهور ، به روشنى شكست دسته‌بندى نخست و مشكل‌آفرينى آن را براى بشريت آشكار ساخته ولى بشر هنوز دسته‌بندى دوم را به طور كامل تجربه نكرده است . بنابراين اگر دولت مهدوى ، مصلحت خويش را در تجويز آن ببيند ، اين كار مخالف با اصول كلى و شناخته شده اسلامى نخواهد بود . آرى اين دسته‌بندى نيز به تدريج و در پى رشديافتگى و تربيت بشر از سوى حكومت حضرت بقية اللّه عليه السّلام رنگ خواهد باخت ؛ زيرا بشر به درجه‌اى مىرسد كه نه تنها اصول كلى را خواهد شناخت بلكه وظيفه خويش را نيز درباره جزئيات امور خواهد دانست و از مصالح و مفاسد آنها نيز آگاهى پيدا خواهد كرد و بنابراين ، اين دسته‌بندى موضوعيت خود را از دست خواهد داد . ولى به هر حال ، اين اتفاق در زمان حيات امام مهدى عليه السّلام روى نخواهد داد . ( 3 ) نكته ششم : ادارهء مراكز خدمات‌رسانى عمومى توسط حكومت مهدوى و نظارت حكومت بر نهادهاى عمومى مانند : ارتش ، پليس ، قوه قضائيه و . . . كه بخش خصوصى نمىتواند آنها را اداره نمايد ، يك اصل مىباشد . بىشك امام عليه السّلام شركت‌ها و بانك‌ها را نيز اداره مىفرمايد . با اين وجود بايد اشاره نمود كه پليس و ارتش و زندان‌ها به جهت تربيت مستمر و متمركز بشر از سوى دولت مهدوى و بهره‌مند شدن آنان از سطح والايى از درك و اخلاص ، اهميت و جايگاه خود را به تدريج از دست خواهد داد . چه بسا در اين ميان ارتش با سرعت بيشترى بىاهميت گردد ، زيرا ارتش تكيه‌گاهى براى مقابله با تجاوزات خارجى است و با وجود حكومتى واحد جهانى ، نيازى به آن نخواهد بود . از سوى ديگر با رشديافتگى و تربيت بشر و رسيدنش به درجات والاى كمال ، جرم و بزهكارى به تدريج كم شده و در نتيجه وجود سيستم پليسى و زندان‌ها بىفايده خواهد شد . گفتنى است اين پايه از رشد معنوى در زمان حيات امام مهدى عليه السّلام تحقق نخواهد يافت ؛ هر چند