فراوان باقى بماند و جنگى جهانى و يا هر سبب ديگرى كه جمعيت جهان را كاهش دهد رخ ندهد ، در هدف حضرت مهدى عليه السّلام اشكالى وارد نمىشود و پيروزى و يا اجراى عدالت با مانعى مواجه نمىگردد ؛ زيرا ضمانتهاى مهم ديگرى نيز وجود دارد .
( 1 ) ضمانت سوم : از بين رفتن مردمان منحرف و شكست خورده در آزمونهاى الهى كه در برنامه جديد الهى ، قابل تربيت نيستند .
اين كاهش جمعيت از آنجا ناشى مىشود كه طبق روشى كه قبلا شناختيم امام مهدى عليه السّلام و يارانش با بر گرفتن سلاح به نبرد مىپردازند .
( 2 ) ضمانت چهارم : عظمت و ابهت دولت مهدوى در دلهاى مردم موجب مىگردد نافرمانى از قوانين آن دولت و تعاليم آن - حتى در نهان هم - غير ممكن باشد .
اين امر چند دليل مهم دارد كه برخى از آنها را مىآوريم :
الف - تثبيت پايههاى معرفتى و اخلاقى دولت مهدوى در دلهاى مردم مانند دلبستگى صادقانه به قانون ، نگاه داشتن حرمت عدل و نيز ايمان به راستى و درستى اهداف آن دولت .
ب - نظارت سازمان يافته و كامل بر رفتار و اخلاق مردم و نيز تصحيح لغزشها يا اشتباهات افراد
ج - اقدامات يا سخنان مهم و بىسابقه شخص امام مهدى عليه السّلام و برخى ياران خاص او در رهبرى حكومت و تدبير امور جامعه كه ديگران از انجام آن ناتوان مىباشند .
د - كشتار وسيعى كه امام و يارانش از منحرفين در مدت هشت ماه به راه مىاندازند ؛ كشتارى هولناك كه در آن هيچ توبهاى پذيرفته نمىشود . اين امر تأثير روانى زيادى بر جاى خواهد گذاشت و تا زمان درازى اين ترس و بيم و حقارت در برابر حكومت جهانى ، براى تربيت آنها كافى است . اين امر موجب مىگردد نافرمانى از قانون ناممكن گردد و دولت نيز امكان وسيعى براى اجراى قانون و برنامههايش در همهء زمينهها پيدا نمايد .
ه - امام عليه السّلام برخى اقدامات را كه تحليلى دشوار دارد و دليل آن هم ناشناخته است ، به خاطر مصالحى واقعى كه خود مىداند ، انجام مىدهد . نمونههايى از آن اقدامات را در اينجا مىآوريم :
( 3 ) نعمانى از هشام بن سالم روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
بينما الرجل على رأس القائم يأمر و ينهى إذ أمر بضرب عنقه ، فلا يبقى بين الخافقين إلّا خافه . « 1 »
ناگهان در موقعى كه شخص [ منافقى ] مشغول امر و نهى است ، قائم عليه السّلام دستور مىدهد كه او را گردن بزنند . پس در شرق و غرب جهان كسى نمىماند جز آن كه از او مىترسد .
( 4 ) علامه مجلسى نيز از سيد على بن عبد الحميد و او از جابر نقل كرده است كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود :
هامش
( 1 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 126 .