تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
( 1 ) از جمله اصول شناخته شده در روابط بين الملل ، مصونيت هيأت‌هاى نمايندگى ديپلماتيك ، حق پناهندگى سياسى و تعيين حدود آب‌هاى سرزمينى كشورها مىباشد . در اينجا اين پرسش مطرح مىگردد كه آيا اين اصول و ساير قواعد بين المللى توانسته است مشكلات بشر را كاهش داده و آنها را حل نمايد ؟ پاسخ منفى است ؛ زيرا خاستگاه آن قوانين ، نه ارزش‌هاى انسانى بلكه منافع دولت‌هاست . از اين رو هرگاه كشورى روند امور را به نفع خود ارزيابى ننمايد ، به راحتى از زير بار آن اصول خارج مىشود . بنابراين ضمانتى حقيقى براى پايبندى كشورها به اجراى قوانين بين المللى وجود ندارد . از اين رو جنگ‌ها و استعمار به هر دو شكل قديم و جديدش و نيز تهاجم فرهنگى دولت‌هاى مسلط به ملت‌هاى ضعيف ، و همچنين هم‌پيمانى برخى كشورها بر ضد كشورهاى ديگر ، واقعيتى انكارناپذير است . ( 2 ) بدين ترتيب هيچ ضمانتى براى اجراى تصميمات سازمان ملل وجود نداشته و اين سازمان نقش واقعى در حل اختلاف بين كشورها و جلوگيرى از تخاصمات ندارد . همچنين ضمانتى براى اجراى احكام ديوان بين المللى دادگسترى نيز مگر در حدود تراضى دو دولت طرف دعوا ، وجود ندارد . پس از اين مرور گذرا درباره نقاط قوت و ضعف مسائل بين المللى ، جاى اين پرسش باقى است كه موضع امام مهدى عليه السّلام و دولت او در برابر اين مسائل چيست ؟ البته نبايد اين سؤال‌ها را مطرح نمود كه ديدگاه دولت او در صورت عضويت در خانواده جهانى و پيمان‌هاى بين المللى چيست ؟ چه مقدار از آن قوانين را مىپذيرد و چه مقدار را رد مىنمايد ؟ آيا دولت او به عضويت سازمان ملل متحد در مىآيد و آيا با كشورهاى ديگر تبادل سفير مىنمايد ؟ آيا . . . اصولا طرح اين پرسشها جايى ندارد ؛ زيرا پس از ظهور فرخنده حضرت بقية اللّه عليه السّلام طولى نمىكشد كه طومار نظام‌هاى سياسى - بين المللى جهان به طور كلى درهم مىپيچد . اين مطلب برخاسته از دو ساحت است : ( 3 ) الف ) ساحت نظرى : نظام موجود بين المللى بر پايه انحراف در اخلاق و عقيده شكل گرفته است . درباره مهم‌ترين شاخصه انحراف اخلاقى آن بايد گفت : اين نظام بر پايه منافع شخصى و انانيت صرف بنا نهاده شده است . در دولت مهدوى از اين ويژگى خودخواهانه اثرى باقى نخواهد ماند . بلكه ملاك در آن دولت ، مصالح كلى و واقعى و نيز اجراى كامل عدالت و پرستش خالصانه پروردگار است . اين امر ، تحولى اساسى در مسير تاريخى بشر به وجود خواهد آورد . درباره مهم‌ترين شاخصه انحراف عقيدتى نظام كنونى بين الملل نيز بايد گفت : در قاموس دنياى مدرن ، هستى به ماديت صرف تفسير مىشود و نگاه به جامعه ، نگاهى سكولار است . سردمداران اين نظام ، انسان را موجودى خود بنياد مىدانند كه راهش را در اين جهان پيچ پيچ ، به تنهايى و بىاتكا به وحى مىتواند بيابد . امام مهدى عليه السّلام بر اين افكار خط بطلان خواهد كشيد و عدالت كامل را در ميان