سازماندهى ، ناگزير مطابق با عدالت كاملى است كه بشر را از آن گريزى نيست و بر اين اساس امكان رسيدن به خوشبختى و رفاه و كمال در چارچوب هيچ نظام ديگرى وجود ندارد .
در نتيجه ، مبالغه در آن انديشهها از يك سو يا گمان بد به نتايج آنها از سوى ديگر ، بىمعنى است زيرا مطابق عدالت مىباشد و براى عملياتى نمودن آن انديشهها نيز از روشهايى استفاده مىشود كه به عدالت نزديكتر است .
( 1 ) دوم : هر چند آن شايعهپراكنان پريشان حال و ارائهدهندگان چهره منفى از امام عليه السّلام در روزهاى آغازين ظهور ، فرصت فعاليت خواهند داشت ولى اين فرصت بار ديگر به آنها داده نخواهد شد بلكه امام عليه السّلام همه آنها را از دم تيغ خواهد گذراند و در جهان جز كسانى كه به او و عادلانه بودن دعوتش باور دارند ، كسى ديگر باقى نخواهد ماند .
بر امام عليه السّلام سرزنشى نيست كه چرا شمار بسيارى را به هلاكت مىرساند ، زيرا او براى تحقق عدالت ، جز اين راهى ندارد ، بلكه بايد منحرفانى را ملامت كرد كه با رفتارهاى ظالمانه و ناشايست خويش ، با همه وجود با نظام عدالت محور مهدوى به مخالفت برخاستهاند ؛ در نتيجه شايسته تيغ برّان مهدوىاند .
( 2 ) در اينجا لازم نمىدانيم كه به طور مبسوط به جنبههاى صحيح سه عامل نخست بپردازيم زيرا پيش از اين با دلايل تاريخى آن آشنا شدهايم و پس از اين نيز براى اثبات آنها قرائنى خواهيم آورد .
3 - برخى با قيام مسلحانه در برابر امام عليه السّلام از خود واكنش منفى نشان مىدهند .
نعمانى از يعقوب سراج نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
ثلاث عشرة مدينة و طائفة يحارب القائم أهلها و يحاربونه : أهل مكّة ، و أهل المدينة ، و أهل الشام ، و بنو أميّة ، و أهل البصرة ، و أهل دميان ، و الأكراد ، و الأعراب ، و ضبّة ، و غنى ، و باهلة ، و أزد البصرة ، و أهل الرى . « 1 »
مردم سيزده شهر و طايفه با قائم عليه السّلام مىجنگند . و نيز مردم مكه ، مدينه ، شام ، بصره ، دميان ( دشت ميشان ) و طايفه بنى اميه ، كرد ، عرب ، مردم ضبه ، غنى ، باهله ، أزد بصره و رى با او خواهند جنگيد .
( 3 ) در روايت بلندى كه علامه مجلسى آن را از عبد الاعلى حلبى نقل كرده است حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام مىفرمايد :
فيخرج إليه من كان بالكوفة من مرجئها و غيرهم من جيش السفيانى فيقول لأصحابه :
استطردوا لهم . ثمّ يقول : كرّوا عليهم . قال أبو جعفر : لا يجوز - و اللّه - الخندق منهم مخبر . . . « 2 »
همهء اهل كوفه از منحرفان فكرى و غير آنها كه در لشكر سفيانى هستند به سوى آن حضرت
هامش
( 1 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 160 .
( 2 ) . المجلسى ، محمّد باقر ، همان ؛ ج 13 ، ص 179 و 180 .