هجوم مىآورند . امام به اصحاب خود فرمان مىدهد : عقبنشينى كنيد و [ به منظور فريب ، به دشمن فرصت دهيد ] سپس دستور حمله صادر مىكند . به خدا سوگند حتى يك نفر هم از آنها ، از خندق نمىگذرد تا خبرى ببرد ، آنگاه داخل كوفه مىشود .
( 1 ) سخنى بلند را شيخ مفيد از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرده است كه در بخشى از آن چنين آمده :
إذا قام القائم عليه السّلام سار إلى الكوفة فيخرج منها بضعة عشر ألف نفس يدعون البترية ، عليهم السّلاح . فيقولون له : ارجع من حيث جئت ، فلا حاجة لنا فى بنى فاطمة ، فيضع فيهم السيف حتّى يأتى على آخرهم . ثمّ يدخل الكوفة ، فيقتل بها كلّ منافق مرتاب و يهدم قصورها و يقتل مقاتليها ، حتّى يرضى اللّه عزّ و علا . « 1 »
زمانى كه قائم ظهور نمايد به سوى كوفه مىرود ، آنگاه از آنجا چند ده هزار نفر از طايفه بتريه به طور مسلحانه سر به شورش بر مىدارند و به امام عليه السّلام مىگويند : « از همان جا كه آمدى بازگرد ، زيرا ما را نيازى به فرزندان فاطمه نيست » در آن هنگام امام شمشير بر مىكشد و همه را مىكشد . سپس وارد كوفه شده و هر منافق دودلى را به قتل مىرساند ، قصرهايشان را ويران مىسازد و جنگجويان آنها را مىكشد تا آنگاه كه خداوند خشنود گردد .
( 2 ) نعمانى به سند خود از ابو حمزه ثمالى روايت كرده است كه حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود :
إنّ صاحب هذا الأمر لو قد ظهر ، لقى من الناس ما لقى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و أكثر .
صاحب اين امر هرگاه قيام نمايد ، چونان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله - بلكه بيشتر - از دست مردم اذيت و آزار مىكشد .
. . . و روايات ديگرى هم چون خبر كشته شدن سفيانى پس از نقض پيمان با امام عليه السّلام كه پيشتر آورده شد .
( 3 ) محتواى كلى اين روايات آن است كه امام مهدى عليه السّلام در عراق و ديگر مناطق مسلماننشين با شورشهاى مسلحانه و زدوخوردهاى شديدى روبرو خواهد شد . حتى اگر در روايات نيز نيامده باشد اين اتفاق روى خواهد داد . چه مىدانيم كه بيشتر مسلمانان در امتحانهاى الهى مردود شده و از احكام روشن دين و مفاهيم قطعى آن سرپيچى نمودهاند . كسانى نيز كه در برابر حضرت سر به شورش بر مىدارند از ضمانتهايى كه براى پيروزى آن فرمانده بزرگ بر شمرديم در غفلت بوده ، تا آنجا كه گمان مىبرند مىتوانند بر او و سپاه قوى پنجهاش چيره گردند يا دست كم آنها را از سرزمين خود برانند .
اما دربارهء جزئيات اين روايات بايد گفت كه نمىتوان همه آنها را ثابت نمود ، از اين رو نيازى به بحث دربارهء آنها نيست .
( 4 ) آرى ، روايتى كه از سيزده گروه شورشى خبر مىدهد - با صرف نظر از جزئيات آن - به دو مطلب
هامش
( 1 ) . المفيد ، محمّد بن محمّد ، همان ؛ ص 343 .