مهدى عليه السّلام متحقق مىگردد .
برخى از روايات كه در كتاب گذشته آوردهايم به اين موضوع اشاره مىكند . « 1 »
( 1 ) شيخ مفيد و طبرسى از عتبه و او نيز از پدرش نقل كرده است كه : امام باقر عليه السّلام فرمود :
إذا قام القائم حكم بالعدل . . . إنّ دولتنا آخر الدول . و لم يبق أهل بيت لهم دولة إلّا ملكوا قبلها . لئلّا يقولوا إذا رأوا سيرتنا : إذا ملكنا سرنا به مثل سيرة هؤلاء و هو قول اللّه تعالى :
و العاقبة للمتّقين . « 2 »
وقتى قائم عليه السّلام بپاخيزد به عدالت حكم كند . . . دولت ما [ اهل بيت ] آخرين دولت است و خاندانى [ صاحب قدرت ] باقى نمىماند مگر آن كه پيش از دولت اهل بيت به حكومت مىرسند تا زمانى كه روش ما را در حكومت ديدند ، نگويند « اگر ما به حكومت مىرسيديم مانند اينان [ عادلانه ] رفتار مىكرديم » و اين سخن خداوند است كه فرجام نيك از آن پرهيزگاران است .
اين خبر را شيخ طوسى نيز نقل كرده است . « 3 »
( 2 ) نعمانى به سند خود از هشام بن سالم نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
ما يكون هذا الأمر ، حتّى لا يبقى صنف من الناس إلّا و قد ولّوا من الناس . حتّى لا يقول قائل :
إنّا لو ولّينا لعدلنا ؛ ثمّ يقوم قائم بالحقّ و العدل . « 4 »
اين امر ( ظهور ) روى نمىدهد تا آن كه گروهى از مردم باقى نمانند مگر آن كه به حكومت برسند تا ديگر كسى نگويد « اگر ما به حكومت مىرسيديم ، به عدالت رفتار مىكرديم » سپس قائم عليه السّلام بر اساس حق و عدالت به پا مىخيزد .
( 3 ) اين روايات به صراحت و روشنى از روى كار آمدن دولتها و مكاتب مدعى حل مشكلات جهان در مناطق كوچك يا بزرگ سخن مىگويد . ناگزير آنها در اين ادعا شكست خواهند خورد و به جاى عدالت ، ستم و تباهى را بر كرسى حكومت خواهند نشانيد . به همين جهت است كه هنگام استقرار دولت مهدوى ديگر كسى نمىتواند ادعا نمايد « اگر حكومت به ما مىرسيد ، مانند اينان رفتار مىكرديم » يا بگويد « اگر ما به حكومت مىرسيديم ، به عدالت رفتار مىكرديم » . چرا كه قبلا در برابر افكار عمومى جهانيان ، كوس شكست و رسوايى آنها نواخته شده است . در نتيجه به آنان بايد گفت : شما با آن كه حكومت را در دست داشتيد ولى مانند اينان به عدل و داد رفتار نكرديد و اگر انديشه و رويكرد عميقترى داشتيد آن را در دولت خود پياده مىكرديد .
( 4 ) به افكار عمومى جهانيان نيز بايد گفت : شما كه اين نظريهها و مكاتب را تجربه كرديد و عمرى را
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 288 به بعد .
( 2 ) . المفيد ، محمّد بن محمّد ، همان ؛ ص 344 به بعد و الطبرسى ، فضل بن الحسن ، همان ؛ ص 432 .
( 3 ) . الطوسى ، محمّد بن الحسن ، همان ؛ ص 282 .
( 4 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 146 .