مىكند .
روشن است كه از بين رفتن مردان به دليل بيمارى يا فقر و مانند آن نيست ؛ زيرا در اين صورت زنان نيز همان سرنوشت را پيدا مىكردند . بلكه كشته شدن آنها نتيجه در گرفتن جنگى سراسرى است و پيداست كه بيشتر شركت كنندگان در جنگها نيز مردان هستند .
( 1 ) سيوطى از نعيم بن حماد و او نيز از ابن سيرين نقل كرده است كه :
لا يخرج المهدى حتّى يقتل من كلّ تسعة سبعة . « 1 »
مهدى قيام نمىكند مگر آن كه از هر نه نفر ، هفت نفر كشته شوند .
نعمانى به سند خود از زراره نقل كرده است :
لا يكون هذا الأمر حتّى يذهب تسعة أعشار الناس . « 2 »
تا نه دهم مردم [ از بين ] نروند ، ظهور محقق نخواهد شد .
( 2 ) شيخ صدوق و علامه مجلسى از ابو بصير و محمّد بن مسلم نقل كردهاند كه هر دو از حضرت صادق عليه السّلام شنيدهاند كه فرموده است :
لا يكون هذا الأمر حتّى يذهب ثلثا الناس فقيل له : فإذا ذهب ثلثا الناس فما يبقى ؟ فقال عليه السّلام :
أما ترضون أن تكونوا فى الثلث الباقى ؟
ظهور رخ نمىدهد مگر آن كه يك سوم مردم از بين بروند . عرض شد : پس در اين صورت چه كسى باقى خواهد ماند ؟ فرمود : آيا خشنود نمىشويد جزو يك سوم باقى مانده باشيد ؟
( 3 ) شيخ طوسى به سند خود از ابو بصير روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
امير المؤمنين عليه السّلام همواره مىفرمود :
لا يزال الناس ينقصون حتّى لا يقال : « اللّه » . . . « 3 »
همواره مردم رو به كاهشاند تا جايى كه كلمه « اللّه » بر زبان كسى جارى نمىشود . . .
( 4 ) ابن سيرين اين كاهش جمعيت را ناشى از كشته شدن مردم مىداند و معلوم است كه اين اتفاق به دليل طغيان يك فرد شورشى يا جنگهاى منطقهاى نيست ؛ بلكه ناشى از جنگى جهانى و ويرانگر است . تفاوتى نيز كه در اين اخبار از لحاظ آمارى مشاهده مىشود ، بيانگر ارقام تقريبى است و نه تعيين دقيق تعداد كشتهشدگان . بنابراين مىتوان بالاترين آمار يعنى رقم نه دهم را پذيرفت ؛ زيرا اخبارى كه از نابودى تعداد كمترى سخن مىگويد با اخبارى كه از كشته شدن تعداد بيشترى خبر مىدهد ، منافاتى ندارند .
( 5 ) از سوى ديگر شايد بتوان باقىماندهها را در يكديگر ضرب نمود و نسبت افراد باقى مانده را به دست آورد . اگر يك نهم ( باقى مانده از نه دهم ) را در يك سوم ( باقى مانده از دو سوم ) ضرب نماييم ،
هامش
( 1 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 147 .
( 2 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 146 .
( 3 ) . الصدوق ، محمّد بن على ، همان ( نسخه خطى ) و المجلسى ، محمّد باقر ، همان ؛ ج 13 ، ص 156 .