تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
غير قهرى پروردگار پيوند خورده است . حكمتش نيز آن است كه تأسيس دولت جهانى ، مهم‌ترين و بزرگترين ثمره آفرينش انسان و تلاش و فداكاريهاى اوست . ( 1 ) اين موضوع شباهت بسيار زيادى به حمايت پروردگار از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دارد . روشن‌ترين نمونه آن ، فتح سرزمين‌هايى وسيع در زمانى كمتر از نيم قرن ، توسط سپاهى كم شمار و كم تجهيزات مىباشد . هم اينك نيز اسلام به رغم تلاش‌هاى نيرنگ‌آميز بين المللى به رشد و گسترش خود - هر چند با آهنگى كند - ادامه مىدهد . تازه همه اين‌ها در صورتى است كه از پيروزىهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همه جنگ‌ها و پشتيبانى فرشتگان از او چشم‌پوشى نماييم . ( 2 ) پس از اين مقدمه لازم است به موضوع اصلى اين فصل ، يعنى بررسى ضمانت‌هاى پيروزى امام عليه السّلام بپردازيم ؛ همان ضمانت‌هايى كه با ايجاد زمينه مناسب ، به روند تسلّط عادلانه امام عليه السّلام بر جهان سرعت و سهولت مىبخشد . البته از روش‌هاى امام عليه السّلام در امور نظامى و نيز انديشه‌هايى كه آن حضرت عملى خواهد نمود ، جز افراد معاصر دوران ظهور ، كس ديگرى آگاه نيست ؛ اين به استثناى برخى موارد محدود است كه پس از اين خواهيم آورد . ( 3 ) برخى از اين ضمانت‌ها مربوط به برنامه كلى الهى در زمان پيش از ظهور است و برخى ديگر مربوط به برنامه ويژه‌اى است كه در عصر ظهور طراحى مىگردد . بدين ترتيب از اين ضمانت‌ها در دو قسمت سخن مىگوييم : ( 4 )

قسمت اول : ضمانت‌هاى بر آمده از برنامه كلى الهى در زمان پيش از ظهور .

ضمانت نخست : شكست نظام‌هاى حكومتى پيش از ظهور .

پيشتر گفته‌ايم « 1 » از جمله نتايج برنامه كلى الهى براى زمان پيش از ظهور ، شكست مكاتبى است كه ادعاى حلّ مشكلات جامعهء بشرى را دارند . اين مكاتب كه گرفتار محدوديت‌ها و نقايص فراوان مىباشند ، حاصل عقل [ خود بنياد ] بشرى است كه در محدودهء احساسات سطحى بشر و نيز زمان و مكان اسير مىباشد . بىگمان اين نقص و كاستى ، جز پس از تجربه‌هاى مكرر و آزمايش‌هاى طولانى خود را نشان نمىدهد . ( 5 ) هرگاه يكى از اين تجربه‌هاى بشرى به شكست مىانجامد ، نااميدى كشنده‌اى بر جامعه بشرى سايه مىافكند و اين احساس كه نمىتوان از دام جور و ستم رهيد و به خوشبختى و رفاه رسيد ، بر روح و روان آدمى اثرى ژرف بر جاى مىگذارد . با همه اين اوصاف هم چنان در اعماق دل بشر نور اميدى سوسو مىزند و اين احساس را در انسان برمىانگيزد كه حتما نيرويى ناشناخته اما عدالت‌گرا وجود دارد كه مىتواند خوشبختى او را تضمين نموده و مشكلات را از سر راهش بردارد . هرگاه
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 288 به بعد .