( 1 ) بلكه بالاتر آن كه اگر باور تام و تمامى به معجزه داشته باشيم ، ديگر به اصل واقعه ظهور نيز نيازى نخواهد بود ؛ زيرا آن حضرت مىتواند در حال غيبت نيز به اصلاح كار جهان همّت گمارد . حتى در اين صورت وجود خود امام عليه السّلام هم ضرورتى نخواهد داشت زيرا خداوند مىتواند بدون حضور پيشوا و رهبر و بىآن كه جنگى در گيرد ، كار جهان را اصلاح فرمايد . در قرآن كريم آمده است :
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً
« 1 »
و اگر پروردگار تو مىخواست ، قطعا هر كه در زمين است همهء آنها يكسر ايمان مىآوردند .
قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
« 2 »
بگو برهان رسا ويژهء خداست ، و اگر [ خدا ] مىخواست قطعا همهء شما را هدايت مىكرد .
نتيجه آن كه هر چه بر وجود امام عليه السّلام و ظهور مبارك آن حضرت دلالت مىكند ، با انديشهء افراطى در مورد اعجاز ، در تعارضى آشكار است و در اين صورت بطلان احتمال نخست ، قطعى است .
( 2 ) احتمال دوم : خداوند فرآيند پيروزى امام عليه السّلام را به طور كامل و بدون اندك حمايت يا ارائه برنامهاى ، به قوانين طبيعى وانهاده است .
پروردگار متعال همانطور كه مخلوقات خويش را در نظام آفرينش كمك مىفرمايد ، به امام عليه السّلام هم در همان حدّ و نه بيشتر يارى و مدد مىرساند .
به اين احتمال نيز نمىتوان به طور كامل گردن نهاد ؛ هر چند بايد گفت شيوه كلى در رفتار امام مهدى عليه السّلام بر طبق قوانين جهان طبيعت است اما اينكه در اين موضوع ، يكسره عنايت خاص الهى و حمايت ويژه او را نسبت به امام عليه السّلام ناديده بينگاريم ، خود موجب پديد آمدن اشكالاتى به شرح زير مىگردد :
( 3 ) اشكال نخست : تاريخ پيش از ظهور به روشنى گواه وجود عنايت و حمايت ويژه پروردگار از امام مهدى عليه السّلام و روز ظهور آن بزرگوار است ؛ زيرا شرط اول از شرايط پديدار شدن روز موعود « 3 » كه عبارت است از « برنامه كامل و عادلانهاى كه بين مردم شناخته شده باشد » ، با اراده و عنايت خداوند در قالب دين اسلام ايجاد گرديده است . همچنين شرط سوّم كه « فراهم آمدن شمارى كافى از مؤمنان براى فتح عادلانه جهان مىباشد » ، با آزمايش انسانها و گذشتن آنها از شرايط سخت و دشوار تحقق پيدا مىنمايد . و نيز شرط دوم كه عبارت است از « رهبرى برتر و نمونه جهانى » كه در شخص مهدى موعود عليه السّلام جلوهگر است ، با فرآيند طولانى مدت غيبت و طول عمر امام عليه السّلام نسبتى نزديك و تأثيرگذار دارد .
( 4 ) و اساسا طراحى غيبت از سوى پروردگار ، به منظور پاسدارى از جان شريف آن حضرت كه ذخيره خداوند براى روز موعود است ، مىباشد .
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ( 10 ) ، آيهء 99 .
( 2 ) . سورهء الانعام ( 6 ) ، آيهء 149 .
( 3 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 261 و پس از آن .