( 1 )
فصل سوم ضمانتهاى پيروزى امام مهدى عليه السّلام
شايد گمان رود پرداختن به اين بحث و بررسى جزئيات آن با توجه به اينكه اراده خداوند يگانه ضامن پيروزى امام مهدى عليه السّلام است ، ضرورت نداشته باشد . ولى در پاسخ به اين اشكال بايد گفت هر چند اراده خداوند ضامن بىبديلى براى پيروزى آن حضرت است و هيچ عامل ديگرى هم پايهء آن وجود ندارد ؛ امّا اين امر با مطالعه و بررسى راههايى كه خداوند از آن طريق مهدى موعود عليه السّلام را يارى مىنمايد ، منافاتى ندارد .
( 2 ) درباره روش و شيوهاى كه خداوند بزرگ براى پيروزى آن حضرت اتخاذ مىفرمايد ، چند احتمال مطرح است :
( 3 ) احتمال نخست : پيروزى از راهى كاملا اعجازآميز .
اين احتمال بطور سنتى در ميان مسلمانان پذيرفته شده است . آنها بر اين باورند كه امام عليه السّلام از راه معجزه ، سلاح به دست خواهد آورد و هيچ سلاحى بر ضد سپاه او كارگر نخواهد افتاد و دشمنان نخواهند توانست عليه او اقدامى نمايند ؛ به اين صورت كه فكر آنها از بهكارگيرى راههاى مؤثر نظامى يا غير نظامى بر ضد نهضت مهدوى منصرف خواهد شد .
البته نمىتوان اين احتمال را پذيرفت زيرا دليل قطعى و صحيح در رد آن وجود دارد . در اينجا به دو اشكال مهم آن مىپردازيم :
( 4 ) اشكال نخست : اگر معجزه راه درستى براى دعوت الهى بود ، پس امام مهدى عليه السّلام بايد مىتوانست در زمان غيبت صغرا بر خلاف خواست حكومتهاى مستبد آن روزگار ( عباسيان ، ايرانيان و روميان ) بر سراسر جهان چيره گردد و آن را از عدل و داد لبريز سازد . حتى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز بايد مىتوانست به اين هدف آرمانى نايل آيد و ديگر نيازى به تلاش و مجاهدت در راه نشر هدايت و عدل و مبارزه با مشركان نداشته باشد ؛ در آن صورت كار به حادثه جانسوز عاشورا نمىانجاميد و امام حسين عليه السّلام و خانواده و يارانش مظلومانه به شهادت نمىرسيدند .