تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
( 1 ) روش دوم : تعارض آن اخبار با رواياتى كه بر نزول جبرئيل پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تا پايان عمر بشر دلالت دارد . نمىتوان اين روايات فراوان را كه در مجموع ، مستفيض مىباشند به خاطر آن اخبار سه‌گانه به كنارى نهاد . در نتيجه آن سه خبر ، قابليت اثبات تاريخى را ندارند . رواياتى مبنى بر نزول مكرر جبرئيل در زمان امامان معصوم عليهم السّلام وجود دارد ؛ مانند نزول جبرئيل در زمان قيام امام حسين عليه السّلام و هنگام تولد امام مهدى عليه السّلام و مناسبت‌هاى ديگر . بدين ترتيب اخبار مخالف با نزول جبرئيل پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، از قابليت اثبات تاريخى ساقط مىشوند . ( 2 ) نكته چهارم : در رواياتى كه از محتواى بيعت خبر مىدهند ، دو شيوه براى بيعت بيان شده است كه هر دو با اصول كلى اسلامى سازگار است . ( 3 ) شيوه اول : امام عليه السّلام با اصحابش بر اساس كتابى جديد و امرى جديد و نيرويى جديد بيعت خواهد نمود و اين در حقيقت بيانگر سطح نوينى از بيدارى اسلامى است كه تا پيش از ظهور شناخته شده نبوده است . از اين بيعت مىتوان يكى از سه معناى زير را دريافت : ( 4 ) معناى نخست : اينكه از ظاهر لفظ بفهميم امام عليه السّلام در حال بيعت مىگويد : من و شما بر اساس كتابى جديد و امرى جديد و نيرويى جديد با يكديگر بيعت مىكنيم ؛ ولى اين معنى با توجه به آنچه خواهيم گفت تا حدودى دور از ذهن است ؛ زيرا كتاب جديد و نيروى جديد واژه‌هايى نامفهوم براى مردم آن روزگار مىباشد و تنها پس از اقدامات عملى امام عليه السّلام معناى آنها روشن خواهد شد و بديهى است بيعت بر اساس تعابيرى نامفهوم به جاى استفاده از مفاهيمى روشن و انگيزه‌بخش براى فداكارى ، به مصلحت نيست . ( 5 ) معناى دوم : مراد امام عليه السّلام از امر جديد ، نيروى جديد و كتاب جديد ، نتيجه اين بيعت مىباشد كه موجب پيروزى حق و تحقق عدالت در همه جهان است . در نتيجه بيعت بر اين امور يعنى نتيجه دهى آنها در طول زمان . ولى اين معنا با ظاهر اخبار مخالف است و با برداشتى كه در معناى سوم خواهد آمد بسيار فاصله دارد . ( 6 ) معناى سوم : امام مهدى عليه السّلام با اصحابش بنابر شروط خاصى به همراه جزئيات آن ، بيعت مىنمايد و نماد اين جزئيات ، در واقع همان كتاب ، نيرو و امر جديد است كه البته ايشان از آنها به صراحت ياد نمىكند ؛ زيرا معناى آن براى مردم ناشناخته است ( مطابق معناى اول ) . هم چنان كه بيان كامل شروط آن را نيز به آينده وانمىگذارد ( مطابق معناى دوم ) ؛ بلكه در آن بيعت از امورى ياد مىكند كه در واقع همان كتاب جديد و امر جديد است . جزئيات مسائلى كه امام عليه السّلام در آن بيعت بيان مىفرمايد ، در روايات ديگرى كه پيشتر آورديم آمده است . البته كتاب جديد و امر جديد همان جزئياتى است كه در شيوه دوم خواهيم آورد و غير از آن چيز ديگرى نيست . در اين صورت محتواى هر دو شيوه با مضمون بيعت يكى مىباشد .