جسورى مىتواند بين ركن و مقام بايستد و چنين سخنانى را ايراد نمايد . به ويژه آن كه متن اين سخنرانى نيز در منابع روايى آمده و در دسترس همگان است .
پس چگونه مىتوان ادعاى مهدويت را از چنين شخصى به صرف حضور در آن مكان پذيرفت ؟
( 1 ) در بحث نبوت همچنين است ؛ زيرا راستگو شمردن شخص مدعى پيامبرى ، تا زمانى كه ادعاى او با دليلى قطعى همراه نباشد ، كار خردمندانهاى نيست و هم از اين روست كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با آوردن معجزاتى - و در رأس آنها قرآن كريم - به احتجاج با منكران برخاست .
در تاريخ گذشته آورديم حضرت ولى عصر عليه السّلام در ملاقاتهايى كه با برخى افراد در دوران غيبت دارد ، شخصيت حقيقى خود را به آنها معرفى كرده و براى اين منظور از معجزه استفاده مىنمايد . در غير اين صورت ، شناخت آن بزرگوار يا تأييد اين ادعا كه او همان مهدى موعود است ، ناممكن مىگردد .
( 2 ) در همان جا گذشت كه معجزه ، بىحساب و كتاب نيست بلكه قانونى كلى دارد و آن اين كه :
معجزه براى اقامه دليل ( در صورت عدم وجود دليل ) و يا تكميل آن ( در صورت ناقص بودن دليل ) مىباشد و بسيار روشن است كه آوردن معجزه توسط امام عليه السّلام پس از ظهور ، براى اثبات درستى ادعاى اوست و بدين وسيله خواهد توانست به اجراى كامل عدالت در جهان دست يازد . « 1 »
بديهى است تا زمانى كه واقعيت امام ثابت نشود ، او نخواهد توانست مؤمنان را گرد خويش آورد و به هدف والاى خود جامه عمل پوشاند .
بدين ترتيب امام عليه السّلام بايد در همان آغاز ، معجزهاى آشكار بياورد تا به روشنى تمام ، حقانيت خويش را در برابر جهانيان به اثبات رساند . هر چند در روايات مربوط به مراحل آغازين ظهور ، هيچ اشارهاى به اقامه معجزه از سوى امام عليه السّلام نشده است .
( 3 ) از چند جهت مىتوان پاسخهايى را براى اين مطلب فراهم ساخت :
1 - امام عليه السّلام در آغاز ظهور ، اصولا نيازى به آوردن معجزه ندارد . اين به دليل تحقق پيشگويىهايى است كه در نزديكى ظهور پديدار مىشود كه مهمترين آنها عبارت است از : خورشيد و ماه گرفتگى در زمانى غير طبيعى ، فرو رفتن لشكريانى كه مأمور به كشتن وى هستند در بيابان بيدا و نيز نداى آسمانى كه به صراحت نام او را به گوش مردم مىرساند .
( 4 ) اما اين احتمال كه شخص حيلهگرى پس از فرو رفتن لشكريان در بيدا ، كشته شدن نفس زكيه و نداى آسمانى ، با سوء استفاده از اين موقعيت در روز دهم محرم به مسجد الحرام برود و در بين مردم با همان مضامينى كه در روايات آمده به ايراد سخن بپردازد ، بسيار دور از ذهن است ؛ زيرا او يا همان جا كشته مىشود و يا دستگير مىگردد و نقشهاش نقش بر آب مىشود و هرگز نخواهد توانست شمارى كافى از ياوران را براى نبرد سرنوشتساز جهانى فراهم آورد .
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 32 .