تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بر آن بخش از سخنرانى امام كه وعده مىفرمايد به سيره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل خواهد كرد . 3 - امام عليه السّلام ، تفسير و عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را عهده دار مىشود ؛ زيرا او شايسته‌ترين فرد براى اين كار و داناترين شخص به جزئيات كتاب و سنت است . ( 1 ) نكته پنجم : در روايت آمده است « امام عليه السّلام بر منبرى نشسته ، سخنرانى خواهد نمود . » اگر مقصود منبرى باشد كه در آن زمان براى امام در بين ركن و مقام قرار داده مىشود كه بحثى نيست ، اما اگر مراد منبرى است كه هم اكنون در مسجد الحرام قرار دارد و از مقام ابراهيم عليه السّلام به خانه كعبه دور تر است ، نمىتوان جلوس امام بر روى آن را ، وقوف در بين ركن و مقام دانست ؛ از اين رو اين روايت با رواياتى كه بر حضور امام در زمان سخنرانى در بين ركن و مقام تأكيد دارند ، در تعارض مىباشد . بدين ترتيب بايد اين روايات را بر آن روايات مقدم دانست و نتيجه گرفت كه امام عليه السّلام بر منبر كنونى نخواهد نشست بلكه در بين ركن و مقام حضور پيدا مىكند ، هر چند روى منبر ديگرى باشد . ( 2 ) نكته ششم : از روايت گذشته استفاده مىشود كه امام عليه السّلام سخن را با بيان نام حقيقى خود و پدر بزرگوارش آغاز مىنمايد . اين در حالى است كه ساير روايات در اين باره سكوت كرده‌اند . اگر امام عليه السّلام خودش را با نام حقيقى به مردم معرفى ننمايد - همانطور كه بيشتر روايات اين گونه‌اند - در اين صورت با يك نقطه ضعف و يك نقطه قوت روبرو مىباشيم : ( 3 ) نقطه قوت : دشمنان امام عليه السّلام او را با نام حقيقى نخواهند شناخت و به طور طبيعى نخواهند توانست نهضت جهانى را در نقطه آغازينش به شكست بكشانند . نقطه ضعف : اين امر موجب مىگردد كه مردم ايشان را نشناسند و مؤمنان نيز يارىاش ندهند و به سخنانش توجهى نكنند . اينكه امام مهدى عليه السّلام ، اسم حقيقىاش را بيان نكند به اين معناست كه هم چنان در غيبت به سر مىبرد و با نام مستعار و نه حقيقى ، با مردم روبرو شده است . در حالى كه مىدانيم امام عليه السّلام در آن هنگام ظهور كرده و ديگر توجيهى براى پنهان نمودن نام اصلى خود ندارد . اما اگر اين فرض نيز را بپذيريم كه آن حضرت نام حقيقى خويش را به مردم اعلام مىفرمايد ، در اين صورت ، اين فرض نيز يك نقطه قوت و يك نقطه ضعف خواهد داشت : ( 4 ) نقطه قوت : امام با معرفى شخصيت حقيقى خود ، پرده غيبت را كنار مىزند ؛ زيرا ديگر ادامه آن وضعيت بر او حرام است . نقطه ضعف : در حالى كه امام نياز فراوان به حمايت و يارى دارد ، دشمنان او را شناخته و در پى مقابله با وى بر مىآيند . شايد بتوان از مجموع اين روايات به فرضيه‌اى رسيد كه علاوه بر داشتن هر دو نقطه قوت بالا ، نقاط ضعف آن را نيز نداشته باشد . آن فرضيه اين است : امام عليه السّلام اسم حقيقى خود و پدر بزرگوارش را يادآور مىشود اما اشاره‌اى به اين كه او همان مهدى موعود است ، نمىفرمايد .