بدين ترتيب پرده غيبت كنار مىرود و شخصيت حقيقى حضرت آشكار مىشود در عين حال از دشمنانش نيز در امان مىماند . به اين ترتيب نقطه قوت نخست ، حاصل و نقطهء ضعف دوم بر طرف مىشود .
( 1 ) مؤمنان مخلص و آزمودهاى كه در حلقهء نخست ياران امام عليه السّلام مىباشند و نيز آنانى كه در درجه دوم از درجات چهارگانه اخلاص قرار دارند ، « 1 » همگى خواهند فهميد كه او همان مهدى موعود است و تصديقش خواهند نمود . اما ديگران كه شامل دشمنان آن حضرت و نيز مسلمانان بىطرف و حتى جمعيت بسيارى از هم مذهبان امام عليه السّلام مىباشند ، آن حقيقت بزرگ را جز به مقدارى كه مصلحت الهى اقتضا نمايد و خود امام عليه السّلام تشخيص دهد ، نخواهند شناخت .
از روايات بيش از اين استفاده نمىشود كه امام مهدى به طور كامل از خود و پدرش نام مىبرد ، همانطور كه در واقعه « ندا » چنين مىشود و در هيچ كدام تصريح به اينكه او همان مهدى موعود است ، نمىشود .
( 2 ) نكته هفتم : ارتباط اين سخنرانى با تصور اماميه از امام مهدى عليه السّلام .
بديهى است حضور در بين ركن و مقام و ايراد سخنرانى در برابر مردم ، چيزى نيست كه تنها ويژه امام معصومى باشد كه شيعه او را قبول دارد ، بلكه شامل آن « مهدى » هم مىشود كه ديگران به آن اعتقاد دارند ؛ حتى مىتواند شامل هر انسان صاحب نفوذ ديگرى نيز بشود . تنها آنچه مهم است در درجه نخست ، محتواى سخنرانى و در درجه بعدى ، نتايج آن مىباشد .
مهمترين نتيجه عبارت است از فتح جهان و بنيان نهادن دولت عدل جهانى . در برنامه كلى الهى ، مهدى موعود داراى چنين ويژگى است .
( 3 ) اكنون لازم است محتواى سخنرانى را بر تصور ديگرى از مهدى تطبيق نماييم ؛ اگر چه مىدانيم مضامين آن سخنرانى به طور كامل بر تصور اماميه از مهدى عليه السّلام منطبق مىباشد .
از آن ديدگاه ، مهدى مىتواند به برخى مسائل در اين سخنرانى ، تصريح نمايد :
1 - مردم را به سوى خداوند فرا خواند و از او بترساند .
2 - آنها را به حق اهل بيت پيامبر عليهم السّلام سوگند دهد ؛ زيرا او خود ، فرزند فاطمه زهرا عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام مىباشد .
3 - از ظلم و ستمى كه بر مؤمنان و مخلصان در دوران پيش از ظهور رفته است ، ياد كند .
4 - از مردم براى يارى حق تقاضاى كمك نمايد .
5 - به آنان وعده دهد در صورت تصرف يك منطقه يا بيشتر و تثبيت امور ، قانون عادلانه اسلامى را كه بر آمده از قرآن كريم و سنت نبوى است ، اجرا نمايد .
( 4 ) در اينجا مراد از كتاب خدا و سنت پيامبر ، مرتبهاى است كه انديشه اسلامى در نتيجه برنامه
هامش
( 1 ) . درباره درجات چهارگانه اخلاص ، ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 248 به بعد .