فرا خواند و آنها را به حق خودش دعوت نمايد ( متذكر گردد ) براى آن كه به سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان آنان رفتار نمايد و راه و رسم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در پيش گيرد . . .
( 1 ) علامه مجلسى از امام على بن الحسين عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود :
فيقوم هو بنفسه فيقول : أيّها النّاس ، أنا فلان بن فلان ؛ أنا ابن نبىّ اللّه . أدعوكم إلى ما دعاكم إليه نبىّ اللّه . فيقومون إليه ليقتلوه ، فيقوم ثلاث مائة أو نيّف على الثّلاث مائة فيمنعونه . « 1 »
او خود [ پس از كشته شدن نفس زكيه ] بپاخاسته و مىگويد : اى مردم ، من فلانى پسر فلانى هستم . من فرزند پسر رسول خدايم . شما را به آنچه پيامبر فرا خواند دعوت مىنمايم . [ در اين هنگام ] گروهى به او حملهور مىشوند كه به قتلش رسانند اما سيصد نفر يا سيصد و اندى نفر به يارى او قيام كرده ، مانع از آن كار مىشوند .
( 2 ) همچنين ابو بصير از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود :
إنّه يأتى المسجد الحرام فيصلّى فيه عند مقام إبراهيم أربع ركعات و يسند ظهره إلى الحجر الأسود ؛ ثمّ يحمد اللّه و يثنى عليه و يذكر النبى صلّى اللّه عليه و آله و يصلّى عليه و يتكلّم بكلام لم يتكلّم به أحد من النّاس . . . « 2 »
او به مسجد الحرام مىآيد و چهار ركعت نماز در نزد مقام ابراهيم به جاى مىآورد . سپس به حجر الاسود تكيه مىزند و حمد و ستايش خداى را به جا مىآورد و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ياد نموده و بر او درود مىفرستد و سخنى مىگويد كه هرگز كسى چنين سخنى نگفته است . . .
( 3 ) محور سوم : بيان نكاتى پيرامون اين احاديث :
نكته اول : روايات حضور امام مهدى عليه السّلام در آغاز ظهور در بين ركن و مقام ، به دليل فراوانى و كثرت ، شايستگى اثبات تاريخى را دارد .
بىترديد رواياتى كه دربارهء سخنرانى امام عليه السّلام در آن مكان وجود دارد ، بيش از اين را ثابت نمىكند كه آن حضرت در آغاز ظهور يك سخنرانى ايراد مىفرمايد ولى براى اينكه از مضمون آن مطمئن شويم ، بايد يك يك راويان اين اخبار را مورد شناسايى قرار داده و از موثق بودن آنها اطمينان حاصل نماييم . يا آن كه اين سخنرانى در تمام اين اخبار ، با مضمون واحدى تكرار شده باشد ؛ در اين صورت ، اين روايات قابليت اثبات تاريخى را خواهد داشت .
دربارهء خبر اول كه از نعمانى نقل گرديد بايد گفت سند شيخ نعمانى تا حسن بن محبوب از سه طريق است :
( 4 ) طريق اول : احمد بن محمّد بن سعيد كه مىگويد محمّد بن الفضل و سعدان ابن اسحاق بن سعيد و احمد بن الحسين بن عبد الملك و محمّد بن احمد بن الحسن ، همگى از قول حسن بن محبوب
هامش
( 1 ) . المجلسى ، محمّد باقر ، همان ؛ ج 13 ، ص 180
( 2 ) . همان .