واجب مىگردد و در صورت كوتاهى و سستى مجازات مىشود ؛ مگر آن كه از انجام تكليف ناتوان باشد ، كه در آن صورت مسئوليت از دوش وى ساقط مىگردد ؛ زيرا خداوند بيش از توان كسى بر او بار نمىنهد .
( 1 ) هنگامى كه اين مطلب معلوم شد مىتوان دريافت كه چون شمارى كافى از مؤمنان واقعى ، يار و مددكار پيامبر و امامان معصوم عليهم السّلام نبودهاند ، تكليفى هم نداشتهاند . در شرايطى كه آن بزرگواران مىزيستهاند ، امكان فتح جهان جز با معجزه وجود نداشته است . در حالى كه دعوت الهى در طول تاريخ بر پايه معجزه شكل نگرفته است . هر يك از آنان به اندازه توان خود ، كارهايى تأثيرگذار براى برپا داشتن حق انجام دادهاند ؛ به طور مثال اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با همان تعداد از پيروان فداكارش مىتوانست بخشى از مناطق زمين را به تصرف خود در آورد ، انجام اين كار بر او واجب مىبود . و از آن رو كه ايشان در سطح بالايى از مسئوليتپذيرى قرار داشته ، بايد گفت كه تكليف خود را نيز به بهترين صورت انجام داده است .
( 2 ) در اين ميان بر اساس برنامه كلى الهى ، تنها امام حجة بن الحسن عليه السّلام است كه شمارى كافى از مؤمنان مخلص ، او را براى فتح جهان يارى خواهند داد و تكليف انجام اين مأموريت بزرگ متوجه او مىگردد . البته اين تكليف تنها متوجه ايشان نيست بلكه در صورت تحقق شرايط ، همه انسانها نيز مكلف خواهند بود . هر چند كسى كه بالاترين مسئوليت را در پيروى از دستور الهى و انجام آن دارد ، خود امام عليه السّلام و ياران آن بزرگوار مىباشد و بديهى است كافران و منحرفانى كه عدالت مهدوى با منافع شخصى آنها سازگار نيست ، از پذيرش مسئوليت و انجام تكليف الهى سرباز مىزنند .
همچنين لازم است همگان با تمام توان با انقلاب جهانى حضرت ولى عصر عليه السّلام همسو شده و در صورت توانايى به جهاد نظامى در ركاب آن امام اقدام ورزند و گرنه بر آنهاست كه دست كم خود را با قوانين انقلاب مهدوى هماهنگ ساخته و از آنها پيروى نمايند .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: حسن سجادپور
ص١٦٨