ب ) درباره زمان خروج سفيانى در برخى اخبار آمده است نابودى دولت بنى فلان ( كه ظاهرا مقصود آن بنى عباس است ) به دست او مىباشد كه در اين صورت بايد گفت شورش سفيانى در گذشتههاى دور به وجود آمده و به پايان رسيده است . « 1 » در حالى كه در ساير اخبار موضوع سفيانى با مسأله فرو رفتن لشكريان در بيدا مرتبط است و نيز حضرت مهدى عليه السّلام او را خواهد كشت . معناى اين سخن آن است كه حركت سفيانى تا كنون اتفاق نيفتاده است .
ج ) در بعضى اخبار آمده كه سفيانى مسيحى است و بر گردنش صليبى آويزان است . اما در برخى ديگر از او به عنوان مسلمانى ياد شده است كه همتش را صرف ريشه كن ساختن شيعيان امام على عليه السّلام مىنمايد و معمولا يك مسيحى چنين اهتمامى ندارد .
د ) ناهمخوانى اخبار در نام بردن از فرماندهان موجود در پيش از ظهور . به طور مثال در برخى اخبار جز اسم سفيانى نيامده ، يا در برخى تنها نام خراسانى و سفيانى آمده است . در روايات ديگر به اسم چند فرمانده برخورد مىكنيم : ابقع ، اصهب ، سفيانى و يمانى . از موارد ديگر ناهماهنگى اخبار در مورد شهر كوفه مىباشد . در برخى آمده كه سفيانى به آن شهر مسلط شده و در آنجا مستقر مىگردد اما در بعضى ديگر آمده كه خراسانى آنجا را به تصرف خود در مىآورد .
( 1 ) برخى اخبار ، خاستگاه قيام سفيانى را دمشق معرفى مىنمايد در حالى كه خبرى ديگر مىگويد سفيانى از روم خواهد آمد .
البته عدم انسجام بين اخبار با اندكى تأمل و بررسى قابل حل است و پس از اين به برخى از آنها خواهيم پرداخت .
( 2 ) محور سوم : تلاش براى فهم صريح و غير تأويلى رويدادهايى كه اين اخبار دربارهء آنها سخن گفتهاند :
محل قيام سفيانى شام است و نه روم ؛ ولى درباره خبرى كه خاستگاه قيام او را روم معرفى كرده است ، بعدا در آنجا كه از ارتباط سفيانى و دجال سخن مىگوييم بحث خواهيم كرد .
دمشق در آينده ، صحنه جنگهاى مسلحانه داخلى بين گروههاى سهگانهاى خواهد بود كه همگى از راه حق منحرفند و هر كدام حكومت را براى خود مىخواهند . در روايات از عقايد آنها به روشنى ياد نشده است . شايد بتوان گفت اختلاف رنگ آنها ، حاكى از اختلاف موجود در بين آنها است .
( 3 ) اولى : ابقع ؛ دومى : اصهب ؛ و سومى : سرخ زرد آبى كه همان سفيانى است و در اين درگيرى ، پيروزى از آن اوست . وى بر شام تسلط پيدا مىكند و همه مردم شام ، جز عده اندكى از مؤمنان مخلص كه در روايات از آنها به اوليا و أبدال ياد شده ، از او پيروى خواهند كرد . سفيانى بر پنج منطقه سيطره پيدا مىكند : دمشق ، حمص ، فلسطين ، اردن و قنسرين « 2 » هنگامى كه حكومتش تثبيت شد به طمع مىافتد تا عراق را نيز به اشغال نظامى خود در آورد ؛ در نتيجه با سپاهى روانه آنجا مىشود . در
هامش
( 1 ) . اين خبر را قبلا به طور مبسوط مورد نقد قرار دادهايم ؛ ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 624 .
( 2 ) . قنسرين منطقهاى است نزديك شهر حلب كه در روزگار صدر اسلام يكى از پادگانهاى نظامى شام بوده است . ر . ك : تاج العروس ، ج 3 ، ص 508 ؛ ماده قنسر .