تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
علمى و يا مقاصد نظامى به فضا پرتاب مىشوند ، به وجود آيد . ( 1 ) اشكال : اگر اين اقدام به دست بشر انجام پذيرد ، چگونه مىتوان آن را نشانه‌اى براى ظهور دانست ؟ پاسخ : 1 . شايد بشر اين اجسام را براى اهداف ديگرى به فضا پرتاب كند و اين حادثه به طور اتفاقى روى دهد . در نتيجه اگر وقوع اين نشانه قهرى و ضرورى باشد ، اين اتفاق به منزله مقدمه‌اى قهرى و ضرورى براى آنست . 2 . حتى اگر هم بدانند كه با اين كار ، خورشيد و ماه گرفتگى روى مىدهد اما دست‌اندركاران اين پروژه ، از حضرت مهدى عليه السّلام و نشانه‌هاى ظهورش بىاطلاعند . 3 . اگر هم بدانند خسوف و كسوفى با اين ويژگى از نشانه‌هاى ظهور است بازهم به آن معناست كه آنان به چنان سطحى از پيشرفت و مدنيت رسيده‌اند كه توانسته‌اند چنين اقدام علمى و فنى را سامان دهند ؛ زيرا ممكن است كه در واقع امر ، آن نشانه موعود ، همان پيشرفت علمى و فنى باشد و روايات خسوف و كسوف نيز براى اشاره به همين امر و متناسب با سطح عقلانى مردم در عصر صدور اين اخبار صادر شده باشد . ( 2 ) اشكال : از روايات استفاده مىشود كه اين دو حادثه ، پيش از خلقت بشر اتفاق افتاده است ، حال چگونه مىتوان اين استنباط را با اين احتمال سازگار دانست ؟ پاسخ : اين روايات بيشتر از اين دلالت ندارند كه در طول عمر بشريت ، اين دو حادثه رخ نداده است اما درباره روى دادن آنها پيش از آفرينش انسان ، گرچه روايات اندكى به آن اشاره دارند اما ظهور تام و تمامى در اين معنى ندارند و البته با تأييد احتمال چهارم ، آن اشاره اندك هم رنگ مىبازد . اين‌ها برخى احتمالات بود كه براى وقوع طبيعى و غير اعجازى اين دو نشانه بيان شد . البته بعضى احتمالات ديگر كه مبتنى بر نظريات علمى هم چون : « نظريه نسبيت » مىباشد نيز وجود دارد كه نيازى به طرح آنها نيست . ( 3 ) احتمال پنجم : خورشيد و ماه گرفتگى به طور معجزه‌آسا و خارج از چارچوب‌هاى شناخته شده طبيعى رخ دهد . برخى قراين ، اين احتمال را تأييد مىنمايد : 1 . در چند روايت آمده است كه آن دو نشانه‌هايىاند كه از زمان هبوط آدم عليه السّلام اتفاق نيفتاده است ؛ پس اگر اين حوادث ، طبيعى بود بايد بيش از يك بار در طول عمر بشر رخ مىداد . نقد : اگر يكى از دو احتمال گذشته ( سوم يا چهارم ) ثابت شود و يا حتى اگر احتمالش را نيز بدهيم ، اعتبار اين قرينه سست خواهد شد ؛ چون طرفداران آن دو احتمال نيز توجيه طبيعى مىآورند كه اين حوادث در طول عمر بشر رخ نداده است در نتيجه اين امر منحصرا اعجازى نخواهد بود . 2 . معجزه بودن اين دو حادثه با نشانه بودن آنها و نيز ويژگى آگاه كنندگى براى مؤمنان خاص ، كاملا تناسب دارد . اما اگر آن دو حادثه رويدادى طبيعى بودند ، ديگر نمىتوانستيم آنها را نشانه ظهور بدانيم . نقد : اين قرينه هم ، قرينه كاملى نيست ؛ زيرا دربردارنده نوعى غفلت از معنى « جعل نشانه »
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 110 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر