تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
نيفتاده است ؛ خورشيد در نيمه ماه رمضان و ماه در آخر آن خواهد گرفت . كسى گفت : اى فرزند رسول خدا ، [ صحيح آنست كه ] خورشيد در آخر ماه و ماه در نيمه آن مىگيرد . حضرت فرمود : من به آنچه مىگويى داناترم ؛ اما آن دو نشانه‌هايى هستند كه از زمان هبوط آدم عليه السّلام رخ نداده است . ( 1 ) سيوطى از السنن دارقطنى نقل كرده است كه امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود : إنّ لمهديّنا آيتين لم يكونا منذ خلق اللّه السّماوات و الأرض : ينكسف القمر لأوّل ليلة من رمضان ، و تنكسف الشّمس فى النّصف منه . « 1 » [ ظهور ] مهدى ما دو نشانه دارد كه از آغاز آفرينش آسمان‌ها و زمين سابقه نداشته است ؛ ماه در آغاز رمضان و خورشيد در نيمه آن مىگيرد . البته در كتاب گذشته روايتى را آورديم كه ماه گرفتگى را در بيست و پنجم رمضان و خورشيد گرفتگى را در سيزدهم ، چهاردهم و يا پانزدهم آن ماه مىدانست . سياق اين روايت و ساير روايات بر نزديكى زمان وقوع اين پديده‌ها به روز ظهور دلالت مىكند . ( 2 ) اين تعداد روايت حتى با إعمال شيوهء « سخت‌گيرى سندى » كه در تاريخ گذشته از آن سود برديم ، براى اثبات تاريخى اين نشانه‌ها كفايت مىكند . ما در همان‌جا به توجيه علت گنجانيده شدن اين دو واقعه در برنامه كلى الهى در پيش از ظهور پرداختيم كه به طور اختصار عبارت بود از : 1 . تثبيت تفكر مهدوى به هنگام وقوع اين نشانه . 2 . اعلام آماده باش به مخلصان خاص در مورد نزديك بودن زمان ظهور . ( 3 ) اكنون بايد به توجيه تكوينى اين نشانه پرداخت و پرسيد : آيا وقوع آن به طريق اعجازى است و يا طبيعى ؟ و اگر طبيعى است ، چگونه ؟ در اين باره در كتاب گذشته ، سخن زيادى نگفته‌ايم . ولى در اينجا براى توجيه آن ، چند احتمال را مورد نقد و بررسى قرار مىدهيم : ( 4 ) احتمال اول : سبب اين رويداد ، همان سبب علمى و معمولى در ساير خورشيد و ماه‌گرفتگىهاست ؛ البته با اندك اختلافى در زمان . در نتيجه وقتى در دانش [ فيزيك ] ثابت شده كه كسوف به دليل قرار گرفتن ماه بين زمين و خورشيد و خسوف نيز به سبب واقع شدن زمين بين خورشيد و ماه روى مىدهد ، اين امكان وجود دارد كه اين اتفاق در زمان ديگرى نيز روى دهد . اين احتمال ، با ظهور ابتدايى روايات - اگر اين حوادث را طبيعى و غير اعجازى فرض نماييم - سازگارتر است . ولى مطابق نظريات جديد علمى ، اين احتمال به طور آشكار قابل مناقشه است و در اين صورت بايد از ظهور ابتدايى آن روايات دست برداشت ؛ زيرا ماه ( كه نور خود را از خورشيد مىگيرد و اين نور ، خط سير مستقيمى دارد و نمىتواند انحناى زيادى پيدا نمايد ) امكان ندارد در حالى كه بدر كامل است ، در پانزدهم ماه خورشيد را بپوشاند زيرا اين پوشاندن ، ضرورتا همراه با تاريك بودن بخشى از ماه است كه رو به زمين دارد و اين حالت لزوما با بدر كامل بودن آن همخوانى ندارد . با قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد و با افتادن سايه زمين بر ماه ، ماه گرفتگى روى مىدهد .
هامش
( 1 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 136 .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 108 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر