نمود و هيچ جدا نشد .
ما فتئ مهموزا ، و ما برح و ما انفكّ ، بمعنى واحد . يعنى كسى كه در حال قبض حجابيّت و مجاهدهء سلوك از شريعت من ، قدم او هيچ تجاوز نكرد و در حال بسط كشف و شهود هر چه مخالف شرع نمود ردّ كرد و به آن اصلا التفات ننمود ، آن جوانمرد از اين ذوق مگر اثرى بيابد . و از [ 1 ] اين جوانمرد صاحب قدم به مقام تمكينى حقيقى را مىخواهد كه در وقت تلوين ، هيچ از جاى نرفته باشد و سخنى مخالف شرع نگفته . و لفظ فتى دلالت مىكند [ 2 ] كه على را مىخواهد - عليه السلام - رض م ، كرّم الله . . . ع - .
فلا تعشن عن آثار سيري و اخش غين
ايثار غيري و أغش عين طريقتي [ 3 ]
پس بازمگرد تو كه مسترشدى از آثار و روش من به سوى متابعت ديگرى ، و هر چه از عبادات و اذكار و توجّهات مخلصانه كه من بر آن ملازمت نمودهام و بعضى را بيان كرده و اثرى از آن نموده ، بر آن جمله ملازمت بجدّ نماى ، و بترس از آن حجاب كه بر تو طارى شود از آن كه غير مرا از شيوخ - كائنا من كان به - پيشوايى اختيار كنى ، چه غير من هر كه باشد ذوق او مقيد باشد و اثر آن قيد در ارشادش پيدا شود و حجاب آن قيد ، ميان تو و ذوق مطلق چون مستحكم شود ، از آن به زحمت عظيم خلاص توانى يافت .
و اين اشارت آن است كه مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم - روزى جزوى از
هامش
[ 1 ] و از اين جوانمرد . . . في م : صاحب قدم مقام تمكين . . . .
[ 2 ] چون آن حضرت به مقام تجلى ذاتى اختصاص دارد و با حضرت ختمى مقام متحد است در مراتب تمكين و استقامت واحدى از اولياء و كمّل به مقام وى نرسيده و لذا كان النبىّ يحبّه حبا شديدا و اولياء محمديين بعد از او نيز اين مقام را بالوراثة حائزند ، لا سيّما قائمهم - عليهم السلام - و به صرح الشيخ الشارح ، في اواخر شرحه تبعا للناظم ، كما نصّ على هذا الشيخ النحرير القونوى و الشيخ الجندي و غيرهم من الأعلام و الأكابر .
[ 3 ] لاتعش : لا يسؤ بصرك . الغين : الحجاب و قد مرّ تفسيره . ايثار : اختيار طريقتى : مذهبى .