شريعت من حق المتابعة . روا باشد كه از شريعت ، مرادش اين ظاهر شرع باشد كه به زبان جمع آن را به خود اضافت كند و گويد كه به حكم * ( قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ الله فَاتَّبِعُونِي ) * « 1 » به حسن متابعت من شروع كن تا به مقام كشف و يقين برسى ، چه منشأ كشف و مشاهدهء حقيقى ، مقام محبّت است و حينئذ ناظم ترجمان ذوق و مقام احديّت جمع محمدى باشد .
فمنبع صدّى من شراب نقيعة
لديّ فدعني من سراب بقيعة « 2 »
چه سرچشمهء صدا كه خوشگوارترين مشارب عرب است ، از شرابى زاينده است كه عين و بير معين آن شراب به نزد من و به حضرت من است ، پس بگذار مرا از سرابى كه نمايش فريبنده است به صحرايى از زمين هامون ، و هيچ آن جا آب حقيقى موجود نى .
من شراب ، خبر المبتدأ و نقيعة لديّ جملة اسميّة صفة لشراب . و صدّاغ مورد ماء في العرب ، يضرب المثل بعذوبته ، فيقول : ماء و لا كصدّا مرعى و لا كسعدان و هو نبت ذو شوك يسمن الإبل في مرعاه . و النقيع : عين كثير الماء . و القيعة واحدة القيعان ، يعني اسم للصحراء الواسعة .
پس از اين چه گفت : كه سرچشمه صدا زاينده از شرابى است كه سرچشمه و چاه بسيار آب آن شراب به نزد من است ، كنايت كرده است به آن كه منشأ علوم ذوقى حقيقى و كشف يقيني ، حضرت ذات من است و هر علمى و ذوقى كه سودمند باشد ، اصل آن از اشارتى باشد از سخن من كه آن سخن و علم او به ذوق جمعى كمالى من مخصوص باشد ، لا جرم چون هر صاحب ذوقى ، سخنى كه در وى لطفى و سودى باشد از سخن من استنباط مىكند و اصل آن ذوق من است ، پس مرا بگذار از ظنون و تخيّلاتى كه از سر تخمين مىگويند
هامش
« 1 » آل عمران ( 3 ) آيهء 30 .
« 2 » القيعة ، الواحد قاع : الأرض السبلة انفرجت عنها الجبال و الآكام .